صفحه ها
دسته
وبلاگ هاي مذهبي
لینک های مذهبی
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 552299
تعداد نوشته ها : 744
تعداد نظرات : 85
Rss
طراح قالب
GraphistThem253

بیانات مقام معظم رهبری مدظله العالی در دیدار مردم قم در سالگرد قیام 19 دى

بسم اللَّه الرّحمن الرّحیم
 هر سال نوزدهم دى را همه ى ملت ایران، بخصوص مردم عزیز و بابصیرت قم، همچون یک مقطع تاریخىِ گویا و زباندار، به رخ مستکبران عالم میکشند. جا هم دارد؛ حقیقتاً هم حادثه اى مثل نوزدهم دى، به رخ دشمن کشیدنى است.
 این حادثه از ابعاد مختلفى قابل توجه و تأمل است: هم بصیرت در این حادثه موج میزند، هم موقع شناسى، هم دشمن شناسى، هم مجاهدت و اقدام و فداکارى؛ اینها ابعاد این حادثه ى عظیمى است که در نوزدهم دى سال 56 - یعنى سى و دو سال قبل - به وقوع پیوسته است. از طرف دیگر، همین حادثه، مبدأ یک تحول، یک حرکت، یک جریان عظیم و جهتدارى در ملت ایران شد. پس حادثه، حقیقتاً حادثه ى مهمى است. آن روز هم تأثیر گذاشت؛ امروز هم که شما یاد آن حادثه را و یاد شهداى روحانى و غیر روحانىِ آن حادثه را گرامى میدارید، باز تأثیر میگذارد؛ درس میدهد، بصیرت میدهد و جهت حرکت را به ما نشان میدهد.
 روزهاى سال، به طور طبیعى و به خودى خود همه مثل همند؛ این انسانها هستند، این اراده ها و مجاهدتهاست که یک روزى را از میان روزهاى دیگر برمیکشد و آن را مشخص میکند، متمایز میکند، متفاوت میکند و مثل یک پرچمى نگه میدارد تا راهنماى دیگران باشد. روز عاشورا - دهم محرم - فى نفسه با روزهاى دیگر فرقى ندارد؛ این حسین بن على (علیه السّلام) است که به این روز جان میدهد، معنا میدهد، او را تا عرش بالا میبرد؛ این مجاهدتهاى یاران حسین بن على (علیه السّلام) است که به این روز، این خطورت و اهمیت را میبخشد. روز نوزدهم دى هم همین جور است، روز نهم دىِ امسال هم از همین قبیل است. نهم دى با دهم دى فرقى ندارد؛ این مردمند که ناگهان با یک حرکت - که آن حرکت برخاسته از همان عواملى است که نوزدهم دىِ قم را تشکیل داد؛ یعنى برخاسته ى از بصیرت است، از دشمن شناسى است، از وقت شناسى است، از حضور در عرصه ى مجاهدانه است - روز نهم دى را هم متمایز میکنند.
 مطمئن باشید که روز نهم دىِ امسال هم در تاریخ ماند؛ این هم یک روز متمایزى شد. شاید به یک معنا بشود گفت که در شرائط کنونى - که شرائط غبارآلودگىِ فضاست - این حرکت مردم اهمیت مضاعفى داشت؛ کار بزرگى بود. هرچه انسان در اطراف این قضایا فکر میکند، دست خداى متعال را، دست قدرت را، روح ولایت را، روح حسین بن على (علیه السّلام) را مى بیند. این کارها کارهائى نیست که با اراده ى امثال ما انجام بگیرد؛ این کار خداست، این دست قدرت الهى است؛ همان طور که امام در یک موقعیت حساسى - که من بارها این را نقل کرده ام - به بنده فرمودند: «من در تمام این مدت، دست قدرت الهى را در پشت این قضایا دیدم». درست دید آن مرد نافذِ بابصیرت، آن مرد خدا.
 در شرائط فتنه، کار دشوارتر است؛ تشخیص دشوارتر است. البته خداى متعال حجت را همیشه تمام میکند؛ هیچ وقت نمیگذارد مردم از خداى متعال طلبگار باشند و بگویند تو حجت را براى ما تمام نکردى، راهنما نفرستادى، ما از این جهت گمراه شدیم. در قرآن مکرر این معنا ذکر شده است. دست اشاره ى الهى همه جا قابل دیدن است؛ منتها چشم باز میخواهد. اگر چشم را باز نکردیم، هلال شب اول ماه را هم نخواهیم دید؛ اما هلال هست. باید چشم باز کنیم، باید نگاه کنیم، دقت کنیم، از همه ى امکاناتمان استفاده کنیم تا این حقیقت را که خدا در مقابل ما قرار داده است، ببینیم.
 مهم این است که انسان این مجاهدت را بکند. این مجاهدت به نفع خود انسان است؛ خداى متعال هم در این مجاهدت به او کمک میکند. نوزده دىِ مردم قم در سال 56 از این قبیل بود، نهم دىِ امسالِ آحاد مردم کشور - که حقیقتاً این حرکت میلیونى فوق العاده ى مردم حرکت عظیمى بود - از همین قبیل است، و قضایاى گوناگونى که ما در طول انقلاب از این چیزها کم نداشتیم. این مجاهدت، راه را به ما نشان میدهد.
 ببینید در جنگ صفین، امیرالمؤمنین در مقابل کفار که قرار نداشت؛ جبهه ى مقابل امیرالمؤمنین جبهه اى بودند که نماز هم میخواندند، قرآن هم میخواندند، ظواهر در آنها محفوظ بود؛ خیلى سخت بود. کى باید اینجا روشنگرى کند و حقائق را به مردم نشان دهد؟ بعضى ها حقیقتاً متزلزل میشدند. تاریخ جنگ صفین را که انسان میخواند، دلش میلرزد. در این صف عظیمى که امیرالمؤمنین به عنوان لشکریان راه انداخته بود و تا آن منطقه ى حساس - در شامات - در مقابل معاویه قرار گرفته بود، تزلزل اتفاق مى افتاد؛ بارها این اتفاق افتاد؛ چند ماه هم قضایا طول کشید. یک وقت خبر مى آوردند که در فلان جبهه، یک نفرى شبهه اى برایش پیدا شده است؛ شروع کرده است به اینکه آقا ما چرا داریم میجنگیم؟ چه فایده دارد؟ چه، چه. اینجا اصحاب امیرالمؤمنین - یعنى در واقع اصحاب خاص و خالصى که از اول اسلام با امیرالمؤمنین همراه بودند و از امیرالمؤمنین جدا نشدند - جلو مى افتادند؛ از جمله جناب عمار یاسر (سلام اللَّه علیه) که مهمترین کار را ایشان میکرد. یکى از دفعات عمار یاسر - ظاهراً عمار بود - استدلال کرد. ببینید چه استدلالهائى است که انسان میتواند همیشه اینها را به عنوان استدلالهاى زنده در دست داشته باشد. ایشان دید یک عده اى دچار شبهه شده اند؛ خودش را رساند آنجا، سخنرانى کرد. یکى از حرفهاى او در این سخنرانى این بود که گفت: این پرچمى که شما در جبهه ى مقابل مى بینید، این پرچم را من در روز احد و بدر در مقابل رسول خدا دیدم - پرچم بنى امیه - زیر این پرچم، همان کسانى آن روز ایستاده بودند که امروز هم ایستاده اند؛ معاویه و عمروعاص. در جنگ احد، هم معاویه، هم عمروعاص و دیگر سران بنى امیه در مقابل پیغمبر قرار داشتند؛ پرچم هم پرچم بنى امیه بود. گفت: اینهائى که شما مى بینید در زیر این پرچم، آن طرف ایستاده اند، همینها زیر همین پرچم در مقابل پیغمبر ایستاده بودند و من این را به چشم خودم دیدم. این طرفى که امیرالمؤمنین هست، همین پرچمى که امروز امیرالمؤمنین دارد - یعنى پرچم بنى هاشم - آن روز هم در جنگ بدر و احد بود و همین کسانى که امروز زیرش ایستاده اند، یعنى على بن ابى طالب و یارانش، آن روز هم زیر همین پرچم ایستاده بودند. از این علامت بهتر؟ ببینید چه علامت خوبى است. پرچم، همان پرچم جنگ احد است؛ آدمها همان آدمهایند، در یک جبهه. پرچم، همان پرچم جنگ احد است؛ آدمها همان آدمهایند در جبهه ى دیگر، در جبهه ى مقابل. فرقش این است که آن روز آنها ادعا میکردند و معترف بودند و افتخار میکردند که کافرند، امروز همانها زیر آن پرچم ادعا میکنند که مسلمند و طرفدار قرآن و پیغمبرند؛ اما آدمها همان آدمهایند، پرچم هم همان پرچم است. خوب، اینها بصیرت است. اینقدر که ما عرض میکنیم بصیرت بصیرت، یعنى این.
 از اول انقلاب و در طول سالهاى متمادى، کى ها زیر پرچم مبارزه ى با امام و انقلاب ایستادند؟ آمریکا در زیر آن پرچم قرار داشت، انگلیس در زیر آن پرچم قرار داشت، مستکبرین در زیر آن پرچم قرار داشتند، مرتجعین وابسته ى به نظام استکبار و سلطه، همه در زیر آن پرچم مجتمع بودند؛ الان هم همین جور است. الان هم شما نگاه کنید از قبل از انتخابات سال 88، در این هفت هشت ماه تا امروز آمریکا کجا ایستاده است؟ انگلیس کجا ایستاده است؟ خبرگزارى هاى صهیونیستى کجا ایستاده اند؟ در داخل، جناحهاى ضد دین، از توده اى بگیر تا سلطنت طلب، تا بقیه ى اقسام و انواع بى دین ها کجا ایستاده اند؟ یعنى همان کسانى که از اول انقلاب با انقلاب و با امام دشمنى کردند، سنگ زدند، گلوله خالى کردند، تروریسم راه انداختند. سه روز از پیروزى انقلاب در بیست و دوى بهمن گذشته بود، همین آدمها با همین اسمها آمدند جلوى اقامتگاه امام در خیابان ایران، بنا کردند شعار دادن؛ همانها الان مى آیند توى خیابان، علیه نظام و علیه انقلاب شعار میدهند! چیزى عوض نشده. اسمشان چپ بود، پشت سرشان آمریکا بود؛ اسمشان سوسیالیست بود، لیبرال بود، آزادى طلب بود، پشت سرشان همه ى دستگاه هاى ارتجاع و استکبار و استبداد کوچک و بزرگ دنیا صف کشیده بودند! امروز هم همین است. اینها علامت است، اینها شاخص است؛ و مهم این است که ملت این شاخصها را میفهمد؛ این چیزى است که انسان اگر صدها بار شکر خدا را بکند، حقش را به جا نیاورده است؛ سجده ى شکر کنیم.
 این ملت عظیم از قشرهاى مختلف در سراسر کشور نگاه میکنند به صحنه، میشناسند صحنه را؛ خیلى چیز بزرگ و مهمى است. اینى که من عرض میکنم روز نُه دى در تاریخ ماندگار است، به خاطر این است. مردم بیدارند؛ همین است که کشور شما را نگه داشته است عزیزان من! همین است که انقلابتان را حفظ کرده است؛ همین است که جرأت سران استکبار را از آنها گرفته است که بخواهند به ملت ایران حمله کنند؛ میترسند. حالا در تبلیغات، زید و عمرو و بکر را میکشند جلو، بمباران تبلیغاتى میکنند؛ اما حقیقت قضیه چیز دیگرى است. دشمن حقیقى آنها ملت ایران است، دشمن حقیقى آنها ایمان و بصیرت ملت ایران است، دشمن حقیقى آنها همین غیرت دینى جوانهاست که میجوشد. یک وقتى هم دندان روى جگر میگذارند، صبر هم میکنند، باید هم بکنند؛ اما یک وقت هم آنجائى که وقت حضور در صحنه است، مى آیند توى صحنه.
 تحلیل حوادث جارى کشورمان تحلیلى نیست که از حوادث عالم جدا باشد. حوادث عالم، حوادث منطقه، اینها به هم متصل است. بخشى هم مربوط به کشور ماست، که البته آن بخش اصلى و اساسى است. علت هم این است که استکبار لنگى کار خود را از اینجا مى بیند؛ و این نشان میدهد که یک ملت و یک مجموعه ى انسانى چه نقشى میتواند ایفاء کند. اینى که امام بزرگوار ما هى خطاب میکرد به امت اسلام، با توجه به این حقیقت است. یک ملت وقتى بیدار میشود، اینجور میتواند همه ى محاسبات استکبار را به هم بریزد. کارخانه اى که آنها درست کردند، خط تولیدى که براى به ثمر رساندن اهداف استکبارىِ خودشان به وجود آوردند، این خط تولید را بیدارى یک ملت اینجور کُند یا متوقف میکند. اگر همه ى ملتهاى مسلمان بیایند توى میدان، چه میشود! اگر همه ى ملتهاى مسلمان همین بصیرت را، همین آمادگى را، همین حضور را پیدا کنند، چه اتفاقى در دنیا مى افتد! از این میترسند. میخواهند صداى من و شما خاموش بشود و به گوش ملتهاى دیگر نرسد. میخواهند کارى کنند که ملتهاى دیگر نفهمند تأثیر بیدارى و بصیرت یک ملت در حوادث عالم چقدر است.
 یک نکته را هم به جوانان عزیز انقلابى، به فرزندان عزیز انقلابى خودم، به فرزندان بسیجى - از زن و مرد - عرض بکنم: جوانان از اطراف و اکناف کشور، از آنچه که تهتّک بیگانگان از ایمان دینى به گوششان میخورد یا با چشمشان مى بینند، عصبانى هستند؛ وقتى مى بینند روز عاشورا چگونه یک عده اى حرمت عاشورا را هتک میکنند، حرمت امام حسین را هتک میکنند، حرمت عزاداران حسینى را هتک میکنند، دلهاشان به درد مى آید، سینه هاشان پر میشود از خشم؛ البته خوب، طبیعى هم هست، حق هم دارند؛ ولى میخواهم عرض بکنم جوانهاى عزیز مراقب باشند، مواظب باشند که هرگونه کار بى رویه اى، کمک به دشمن است. اینجا جوانها تلفن میکنند - میفهمم من، میخوانم، غالباً تلفنها و نامه ها را خلاصه میکنند، هر روز مى آورند، من نگاه میکنم - مى بینم همین طور جوانها گله مند، ناراحت و عصبانى؛ گاهى هم از بنده گله میکنند که چرا فلانى صبر میکند؟ چرا فلانى ملاحظه میکند؟ من عرض میکنم؛ در شرائطى که دشمن با همه ى وجود، با همه ى امکاناتِ خود درصدد طراحى یک فتنه است و میخواهد یک بازى خطرناکى را شروع کند، باید مراقبت کرد او را در آن بازى کمک نکرد. خیلى باید با احتیاط و تدبیر و در وقت خودش با قاطعیت وارد شد. دستگاه هاى مسئولى وجود دارند، قانون وجود دارد؛ بر طبق قانون، بدون هیچگونه تخطى از قانون، بایستى مُرّ قانون به صورت قاطع انجام بگیرد؛ اما ورود افرادى که شأن قانونى و سمت قانونى و وظیفه ى قانونى و مسئولیت قانونى ندارند، قضایا را خراب میکند. خداى متعال به ما دستور داده است: «و لایجرمنّکم شنئان قوم على ان لاتعدلوا اعدلوا هو اقرب للتّقوى».(1) بله، یک عده اى دشمنى میکنند، یک عده اى خباثت به خرج میدهند، یک عده اى از خباثت کنندگان پشتیبانى میکنند - اینها هست - اما باید مراقب بود. اگر بدون دقت، بدون هضم، انسان وارد برخى از قضایا بشود، بى گناهانى که از آنها بیزار هم هستند، لگدمال میشوند؛ این نباید اتفاق بیفتد. من برحذر میدارم جوانهاى عزیز را، فرزندان عزیز انقلابىِ خودم را از اینکه یک حرکتى را خودسرانه انجام بدهند؛ نه، همه چیز بر روال قانون.
 مسئولین کشور بحمداللَّه چشمشان هم باز است، مى بینند؛ مى بینند مردم در چه جهتى دارند حرکت میکنند. حجت بر همه تمام شده است. حرکت عظیم روز چهارشنبه ى نهم دى ماه حجت را بر همه تمام کرد. مسئولین قوه ى مجریه، مسئولین قوه ى مقننه، مسئولین قوه ى قضائیه، دستگاه هاى گوناگون، همه میدانند که مردم در صحنه اند و چه میخواهند. دستگاه ها باید وظائفشان را انجام بدهند؛ هم وظائفشان در مقابل آدم مفسد و اغتشاشگر و ضدانقلاب و ضدامنیت و اینها، هم وظائفشان در زمینه ى اداره ى کشور. مسائل کشور که فقط مسائل مربوط به اغتشاشگران نیست؛ کشور مسائل اقتصادى دارد، مسائل علمى دارد، مسائل سیاسى دارد، مسائل بین المللى دارد، مسائل امنیتى دارد؛ صدها مسئله ى مهم پیش روى مسئولان کشور هست؛ باید اینها را انجام بدهند؛ باید کشور را مدیریت کنند؛ باید کشور را جلو ببرند. دشمن میخواهد با این حوادث، چرخهاى کشور از کار بیفتد؛ نباید به دشمن کمک کرد. دشمن میخواهد با اینگونه حوادث، چرخ پیشرفت اقتصادى متوقف بشود؛ دشمن میخواهد چرخ پیشرفت علمى که بحمداللَّه دور برداشته است و حرکت علمى خوبى آغاز شده و رو به رشد هم هست، متوقف بشود؛ دشمن میخواهد حضور سیاسى قدرتمندانه ى جمهورى اسلامى در عرصه هاى بین المللى را که امروز از گذشته بسیار بارزتر و پرجلوه تر است، مخدوش کند، خراب کند با این مسائل اینجورى؛ نباید به دشمن کمک کرد. بنابراین مسئولان باید کارهاى خود را در زمینه هاى اقتصادى، در زمینه هاى علمى، در زمینه هاى سیاسى، در زمینه هاى اجتماعى، در همه ى زمینه هائى که مسئولیتى دارند، وظیفه اى دارند، با قدرت، با قوّت و با دقت انجام بدهند. همکارى هاى با دولت و مسئولین کشور هم باید ادامه پیدا کند. مردم هم که حضور خودشان را در صحنه نشان داده اند.
 بزرگترین ثروت براى یک نظام همین است که مردم پشت سرش باشند. آمدند به اصطلاح خواستند این حرکت مردمى را خراب کنند؛ گفتند راهپیمائى حکومتى! بى عقلها نفهمیدند که با این حرف دارند حکومت را تعریف میکنند؛ دارند از حکومت تمجید میکنند. این چه حکومتى است که در ظرف دو روز - روز عاشورا (یکشنبه) آن خباثتها را راه انداختند، روز چهارشنبه این حرکت عظیم راه افتاد - میتواند یک چنین بسیج عظیم ملى را در سرتاسر کشور بکند؟ امروز کدام کشور دیگر، کدام حکومت دیگر چنین قدرتى دارد؟ قوى ترین حکومتهاى دنیا و ثروتمندترینشان - که ولخرجى هاى زیادى هم براى جاسوس پرورى و خرابکارى و تروریست پرورى دارند - اگر همه ى تلاششان را هم بکنند، نمیتوانند ظرف دو روز، صد هزار نفر آدم را بیاورند توى خیابانهاى شهرشان یا کشورشان. چند ده میلیون انسان در سرتاسر کشور بیایند! اگر به دستور حکومت آمده باشند، این خیلى حکومت مقتدرى است؛ پس خیلى حکومت قوى اى است که اینجور امکان بسیج را دارد. اما حقیقت غیر از این است؛ حقیقت این است که در کشور ما حکومت و مردمى وجود ندارد - همه یکى اند - مسئولین حکومت، از شخص حقیر این بنده گرفته تا دیگران، هر کدام قطره هائى هستیم در اقیانوس عظیم این ملت.
 رحمت خداوند بر روان پاک امام بزرگوارمان که سلسله جنبان این حرکت عظیم، او بود؛ و رحمت خداوند بر روان پاک شهداى عزیزمان که آنها بودند که پیشروان و سابقون این حرکت عظیم بودند، که «و السّابقون السّابقون. اولئک المقرّبون»؛(2) اینها هستند که راه را باز کردند، هموار کردند؛ و رحمت خدا بر شما مردم عزیز، بر شما جوانان عزیز، که اینجور بصیرت و آمادگى را از خودتان نشان میدهید و دشمن را از دست اندازى به کشورتان و نظامتان و انقلابتان مأیوس میکنید. خداوند ان شاءاللَّه یار و نگهدار شما باشد.
    والسّلام علیکم و رحمةاللَّه و برکاته

1) مائده: 8؛ «... و البته نباید دشمنىِ گروهى شما را بر آن دارد که عدالت نکنید؛ عدالت کنید که آن به تقوا نزدیکتر است ...»
2) واقعه: 10 و 11؛ «و سبقت گیرندگان مقدمند. آنانند همان مقربان [خدا]»
منبع:   www.khamenei.ir
شنبه نوزدهم 10 1388

دیدار پرشور هزاران نفر از مردم قم با مقام معظم رهبری مد ظله العالی

حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح امروز در دیدار هزاران نفر از مردم قم، حضور عظیم و تعیین کننده ملت مؤمن، بابصیرت و با غیرت ایران را در راهپیمایی سراسری نهم دی ماه امسال، تجلی دست قدرت خدا و حرکتی ماندگار در تاریخ انقلاب خواندند و تأکید کردند: سلطه گران و جریانهای ضد دین که امروز در شرایط غبارآلود فتنه در مقابل نظام و انقلاب شعار می دهند همان کسانی هستند که سالها زیر پرچم مبارزه با امام و انقلاب صف آرایی کرده بودند و مردم نیز با درک همین شاخص و حقیقت، حضور تعیین کننده خود را در حفظ نظام و انقلاب، بار دیگر ثابت کردند.
حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به ابعاد مختلف حادثه عظیم 19 دی سال 56 در قم تأکید کردند: قیام 19 دی مردم قم در 32 سال پیش با ویژگیهایی همچون بصیرت، موقع شناسی، دشمن شناسی، و مجاهدت، مبدأ تحول و ایجاد جریانی عظیم در ملت ایران شد که همچنان درس آموز و تأثیرگذار است.
ایشان، اراده و مجاهدت انسانها را زمینه ساز شاخص شدن برخی روزهای تاریخ، از جمله 19 دی 56 دانستند و خاطرنشان کردند: روز 9 دی امسال نیز از جمله روزهایی است که به واسطه حرکت عظیم و فوق العاده مردم، در تاریخ ماندگار شد.
حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به شرایط غبارآلود کنونی تأکید کردند: در چنین شرایطی، این حرکت مردم، اهمیت مضاعفی داشت و روح ولایت، و روح حسین بن علی (ع) در آن دیده می شود و همانگونه که امام راحل همواره می گفت تجلی دست قدرت خدا بود.
رهبر انقلاب اسلامی با تأکید بر اینکه در شرایط فتنه، کار، دشوارتر و تشخیص سخت تر است، به تبیین فتنه انگیزی جبهه مقابل امیرمومنان در جنگ صفین پرداختند و افزودند: در آن شرایط سخت و غبارآلود، جناب عمار یاسر که از یاران خاص و خالص و همیشگی امام علی (ع) بود، به روشنگری پرداخت تا به افراد متزلزل یادآوری کند که هیچ تفاوتی بین جبهه مقابله کنندگان با رسول خدا (ص) و دشمنان امیرمؤمنان وجود ندارد جز اینکه جبهه مقابل حضرت علی (ع) در ظاهر ادعای اسلام و طرفداری از قرآن و پیامبر را می کند.
حضرت آیت الله خامنه ای خاطرنشان کردند: از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی، و در تمام طول حیات امام خمینی (ره) همواره امریکا، انگلیس، دیگر قدرتهای استکباری، مرتجعین وابسته به نظام سلطه و منحرفان داخلی در زیر پرچم مبارزه با امام و انقلاب قرار داشتند، و اکنون هم شرایط به همین صورت است.
رهبر انقلاب اسلامی افزودند: از قبل از انتخابات ریاست جمهوری تاکنون، امریکا، انگلیس، و رسانه های صهیونیستی در کجا ایستاده اند؟ جناحهای ضددین همچون توده ای ها، سلطنت طلب ها، و دیگر مخالفان انقلاب و امام در کجا قرار دارند؟ آیا جز در زیر همان پرچم مقابله با نظام اسلامی قرار گرفته اند؟ بنابراین صف بندیها هیچ تغییری نکرده، و این یک علامت و شاخص مهم است.
حضرت آیت الله خامنه ای حماسه بزرگ 9 دی را نتیجه هوشیاری مردم و درک این شاخص بسیار مهم دانستند و افزودند: اگر صدها بار برای نعمت هوشیاری این ملت، سجده شکر بجا آورده شود، باز هم کم است.
ایشان بیداری و حضور مردم را عامل اصلی حفظ انقلاب اسلامی و کشور، و علت وحشت سران استکبار از حمله به ملت ایران دانستند و افزودند: برخلاف برخی تبلیغات رسانه ای، مشکل اصلی دشمنان این سرزمین، بصیرت ملت و غیرت دینی جوانان کشور است.
حضرت آیت الله خامنه ای افزودند: با وجود این غیرت دینی جوشان، جوانان در مقابل برخی مسائل صبر پیشه می کنند که باید هم چنین باشد ولی هرگاه که زمان حضور در صحنه باشد، در میدان حاضر هستند.
ایشان، توجه به ناکامی استکبار در محاسبات جهانی و منطقه ای را در تحلیل صحیح حوادث ماههای اخیر کشور، ضروری دانستند و خاطرنشان کردند: بیداری ملت ایران، محاسبات استکبار را بر هم زده و سلطه گران با هیاهو و جنجال و توطئه تلاش می کنند فریاد بصیرت و آمادگی این ملت به گوش امت اسلامی نرسد و موجب بیداری بیشتر ملتها نشود.
حضرت آیت الله خامنه ای آزردگی وخشم جوانان عزیز و فرزندان بسیجی ایران را از بی حرمتی عده ای به عاشورای حسینی و اباعبدالله الحسین (ع)، امری طبیعی دانستند و افزودند: دلهای همه مردم از این بی حرمتی به درد آمده است اما همه باید مراقب باشیم که با کارهای بی رویه، به فتنه انگیزی دشمن کمک نکنیم.
ایشان تلاش همه جانبه دشمنان را برای طراحی فتنه ای پیچیده و یک بازی خطرناک خاطرنشان کردند و افزودند: در این شرایط غبارآلود باید خیلی با احتیاط و تدبیر و البته در وقت خود با قاطعیت عمل کرد تا دشمن در فتنه انگیزی ناکام بماند.
حضرت آیت الله خامنه ای دستگاههای مسئول را به اِعمال کامل و قاطع مُرّ قانون در برخورد با حوادث اخیر موظف کردند و در عین حال افزودند: افرادی که مسئولیت و وظیفه قانونی ندارند نباید در این قضایا دخالت کنند.
رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به دعوت قرآن کریم به رعایت عدالت و اعتدال افزودند: عده ای دشمنی و خباثت می کنند و عده ای نیز از خباثت کنندگان حمایت می کنند اما اگر در این قضایا بدون دقت و درک کافی عمل شود ممکن است بیگناهانی که از این خباثت ها بیزارند لطمه جدی ببینند بنابراین همه باید از حرکت خودسرانه پرهیز کنند و همه چیز بر روال قانون انجام شود.
حضرت آیت الله خامنه ای حرکت عظیم ملت در نهم دی ماه را، اتمام حجتی برای همه دانستند و افزودند: مسئولان قوای سه گانه دیدند که ملت چه می خواهد بنابراین باید وظایف خود را در مقابل مفسدان و اغتشاشگران به خوبی انجام دهند.
رهبر انقلاب اسلامی همچنین با یادآوری وظایف مسئولان و دستگاهها در مدیریت صحیح و استمرار حرکت رو به جلوی کشور تأکید کردند دشمن درصدد است با حوادث ماههای اخیر، چرخ پیشرفت اقتصادی و علمی ایران و روند حضور قدرتمندانه جمهوری اسلامی در عرصه های بین المللی را تخریب کند و مسئولان باید با انجام مدبرانه و قدرتمندانه وظایف خود در عرصه های اقتصادی – اجتماعی – علمی – فرهنگی و سیاسی، این هدف را ناکام بگذارند.
ایشان حضور مردم در صحنه را بزرگترین ثروت و پشتوانه نظام خواندند و با اشاره به تبلیغات غلط و مغرضانه رسانه های بیگانه درباره حکومتی بودن راهپیمایی عظیم نهم دی افزودند: آنها با این گونه تبلیغات، ناخواسته به قدرت مردمی جمهوری اسلامی اعتراف می کنند چرا که هیچ حکومتی در جهان قادر نیست ظرف 2 روز چنین بسیج عظیم ملی را انجام دهد و دهها میلیون نفر را به خیابانها بکشاند.
رهبر انقلاب اسلامی در پایان سخنانشان با تجلیل دوباره از بصیرت و آمادگی ملت عزیز ایران افزودند: در پرتو نَفَس گرم امام راحل عظیم الشأن و فداکاری شهیدان گرانقدر، مردم و حکومت، در این کشور بزرگ یک حقیقت واحد به شمار می روند و همه مسئولان از جمله اینجانب، فقط قطره های کوچکی هستیم در اقیانوس عظیم ملت
منبع  www.khamenei.ir
شنبه نوزدهم 10 1388
منبع:  www.khamenei.ir
شنبه نوزدهم 10 1388
غذای بیت المال
یک روز مهمان مقام معظم رهبری بودم . سفره را که گستردند ، فرزند ایشان نیز نشسته بـود . آیت الله خامنه ای به وی نگاهی کردند و فرمودند : « پاشو برو ! » من خدمت ایشان عرض کردم : اجازه بفرمایید آقازاده هم باشند ؛ من از او خواستم که با هم باشیم . آقا فرمودند : « ایـن غـذا مـال بیـت المال است ، شما هم مهمان بیت المال هستید . برای بچه ها جایز نیست که بر سر این سفره بنشینند . آنها به منزل بروند و از غذای خانه بخورند » من در آن لحظه فهمیدم که خداوند چرا این همه عزت به حضرت آقا داده است . 

راوی: آیت‌الله جوادی آملی
شنبه نوزدهم 10 1388

پیام تسلیت رهبر معظّم انقلاب اسلامی در پی ارتحال

 مرحوم آیت الله آقای حاج آقا علی صافی

حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در پیامی خطاب به حضرت آیت الله آقای حاج شیخ لطف الله صافی، ارتحال مرحوم آیت الله آقای حاج آقا علی صافی رحمت الله علیه را تسلیت گفتند.
متن پیام به این شرح است:
بسم الله الرحمن الرحیم
حضرت آیت الله آقای حاج شیخ لطف الله صافی دامت برکاته
ارتحال اخوی مکرّم مرحوم آیت الله آقای حاج آقا علی صافی رحمت الله علیه را به آن جناب و دیگر بازماندگان و به همه ی ارادتمندان ایشان بویژه مردم مومن گلپایگان تسلیت عرض میکنم. این فقیه عالیقدر که از شاگردان برجسته ی مرحوم آیت الله العظمی بروجردی اعلی الله مقامه بودند، عمر با برکت خود را در خدمت علم و دین گذرانیدند و امید است مشمول فضل و رحمت و مغفرت الهی بوده باشند. علوّ درجات آن مرحوم و بقاء وجود شریف جنابعالی را از خداوند متعال مسألت میکنم.

سیّد علی خامنه ای
14/دی/1388
منبع   www.khamenei.ir
سه شنبه پانزدهم 10 1388

دیدار اعضای اتحادیه انجمنهای اسلامی دانشجویان در اروپا با

مقام معظم رهبری

حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی عصر امروز در دیدار اعضای اتحادیه انجمنهای اسلامی دانشجویان در اروپا، حرکت علمی در کشور را نیاز فوری و ضروری دانستند و بر رسالت خطیر جوانان در «کسب علم» و «مجاهدت و تلاش در راه خدا» برای عبور از یک گردنه عظیم تاریخی تاکید کردند.
حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به حرکت صحیح و درست اتحادیه انجمنهای اسلامی در خارج ازکشور،این اتحادیه را شجره ای طیبه و نهادی جوان و مؤمن دانستند و تصریح کردند : نهادینه کردن علم در کشور موثرترین راه برای رسیدن به آرمانهایی است که نظام جمهوری اسلامی به عنوان یک حرکت عظیم با اهدافی بسیار والا و ارزشمند به دنبال آن است.
رهبر انقلاب اسلامی نظام حاکم بر جهان را ناعادلانه توصیف کردند و افزودند: در دنیای امروز،انسان در فرهنگ و نظامهای غلط و در تبعیض و بی عدالتی محصور بوده و بی عدالتی یک رسم حاکم بر جهان و جزو ذات و طبیعت نظام سرمایه داری غربی با شعار لیبرال دموکراسی است.
ایشان به تلاش جمهوری اسلامی برای ایجاد نظم عادلانه جهانی اشاره و اظهار امیدواری کردند: بتوان پرچم عدالت را در سطح جهان بالا برد و نیروی عظیم مردمی را زیر این پرچم جمع کرد.
حضرت آیت الله خامنه ای، دو هدف عمده در این راه را «ایجاد و ساخت یک نمونه و نظام عادل» و «معرفی و نشان دادن آن نظام» برشمردند و تصریح کردند: در ایجاد ومعرفی این نظام اسلامی، علم، ایمان، همت و توانایی روحی و جسمی لازم است که این ویزگیها در جوانان کشور وجود دارد.
رهبر انقلاب اسلامی، حفظ ایمان و استقامت را برای حرکت در این راهِ دشوار و سخت با وجود هواهای نفسانی، انگیزه ها و خواسته های گوناگون لازم دانستند و خاطرنشان کردند: پیمودن خط مستقیم با ملاحظه تمام و زاویه پیدا نکردن، معنای استقامت است که به مجاهدت و بصیرت نیاز دارد.
رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به انحراف و زاویه پیدا کردن برخی افراد در داخل کشور تصریح کردند: اگر این مسأله اتفاق نمی افتاد و عده ای وسط راه، سست عنصری نشان نمی دادند ، امروز وضع کشور در زمینه های مادی و معنوی خیلی بهتر بود اما همانگونه که بارها تأکید شد و واقعیتهای جامعه نیز نشان می دهد هر مقدار ریزش بود دو برابر آن رویش وجود دارد.
حضرت آیت الله خامنه ای به اظهارات برخی سیاستمداران دنیا درخصوص اغتشاشات روز عاشورا در تهران ، اشاره کردند و اینگونه اظهارات را ناشی از «خباثت ها و خود مهره شدن در جهت  تغییر حقایق و واقعیتها» و «تأثیرپذیری از رسانه های صهیونیستی و بیگانه دنیا» بیان کردند.
در ابتدای این دیدار حجت الاسلام والمسلمین جواد اژه ای نماینده ولی فقیه در اتحادیه انجمنهای اسلامی دانشجویان در اروپا ضمن ارائه گزارشی با اشاره به برگزاری چهل و چهارمین نشست این اتحادیه در تهران گفت: این نهاد از مجموعه هایی است که در طول این سالها با حاکمیت گرایشهای مختلف از هرگونه تجزیه و تفرقه فاصله داشته است و با پیروی از خط امام خمینی (ره) و ولایت فقیه همچنان با قوت به کار خود ادامه خواهد داد.
همچنین دبیر اتحادیه انجمنهای اسلامی دانشجویان در اروپا گفت: اعضای این اتحادیه با عشق به امام راحل (ره) و ولایت فقیه به گونه ای در این مسیر حرکت می کنند که بتوانند به آن اقتدار معنوی و شکوه علمی که خواست نظام جمهوری اسلامی  است برسند.
منبع   www.khamenei.ir
چهارشنبه نهم 10 1388

صوت: سخنرانی و مداحی در بیت رهبری

طبق روال همه ساله، مراسم عزاداری سرور و سالار شهیدان حضرت ابا عبدالله الحسین علیه‌السلام و یاران وفادار آن امام همام از سوی رهبر معظم انقلاب اسلامی در حسینیه امام خمینی برگزار شد. برای دریافت فایل‌های صوتی سخنرانی‌ها و مداحی‌های عزاداری در حسینیه امام خمینی می‌توانید از لینک‌های زیر استفاده کنید:
 
ایام مراسم تاریخ سخنران عزاداری
شب اول
[عکس]
 
7 محرم
88/10/3
جناب آقای پناهیان
[دانلود، 12 مگابایت]
جناب آقای منصور ارضی
[دانلود، 4 مگابایت]
شب دوم
[عکس]
 
8 محرم
88/10/4
جناب آقای علم‌الهدی
[دانلود، 14 مگابایت]
جناب آقای محمدرضا طاهری
[دانلود، 11 مگابایت]
شب سوم
[عکس]
 
9 محرم
88/10/5
جناب آقای سیداحمدخاتمی
[دانلود، 11 مگابایت]
جناب آقای سعید حدادیان
[دانلود، 5 مگابایت]
شب چهارم
[عکس]
 
10 محرم
88/10/6
جناب آقای انصاریان
[دانلود، 14 مگابایت]
جناب آقای محمود کریمی
[دانلود، 7 مگابایت]
شب پنجم
دوشنبه
 
11 محرم
88/10/7
جناب آقای صدیقی
[دانلود، 11 مگابایت]
جناب آقای علی انسانی
[دانلود، 15 مگابایت]

منبع:  www.khamenei.ir

 

احیاء مناسبتهاى دینى‏

 احکام عزاداری(طبق فتاوای مقام معظم رهبری) 

مراسم عزادارى‏

س 1440: در حسینیه‏ها و مساجد بیشتر مناطق بخصوص روستاها مراسم شبیه‏خوانى به‏{. P شبیه خوانى: نمایش وقایع حادثه کربلا است که بصورت سنتى در یک مکان ثابت و یا در حال حرکت در مسیرهاى عزادارى حسینى انجام مى شود. P} اعتبار اینکه از سنتهاى قدیمى است برگزار مى‏شود که گاهى اثر مثبتى در نفوس مردم دارد، این مراسم چه حکمى دارند؟

اگر مراسم شبیه‏خوانى مشتمل بر امور دروغ و باطل نباشند و مستلزم مفسده هم نباشند و با توجه به مقتضیات زمان باعث وهن مذهب حق هم نشوند، اشکال ندارند، ولى در عین حال بهتر است که به جاى آنها، مجالس وعظ و ارشاد و ذکر مصائب حسینى و مرثیه خوانى بر پا شود.

س 1441: استفاده از طبل و سنج و شیپور و همچنین زنجیرهایى که داراى تیغ هستند در مجالس و دسته‏هاى عزادارى چه حکمى دارد؟

اگر استفاده از زنجیرهاى مزبور موجب وهن مذهب در برابر مردم شود و یا باعث ضرر بدنى قابل توجهى گردد، جایز نیست ولى استفاده از شیپور و طبل و سنج به نحو متعارف اشکال ندارد.

س 1442: در بعضى از مساجد در ایام عزادارى از عَلَم‏هاى متعددى استفاده مى‏شود که‏{. P چوب یا آهن بزرگى است که به صورت افقى بر روى کتف انسان در جلوى هیئت‏ها و دسته‏هاى عزادارى حسینى به عنوان نوعى شعار حمل مى‏شود و بالاى آن صفحه‏هاى فنرى قابل انعطافى وجود دارد که مزیّن به پَر و جواهرات و مجسمه و غیرآنهاست. P} داراى تزئینات زیاد و گرانبهایى است و گاهى موجب سؤال متدینین از اصل فلسفه آنها مى‏گردد و در برنامه‏هاى تبلیغى خلل ایجاد مى‏کند و حتّى با اهداف مقدس مسجد تعارض دارد، حکم شرعى در این رابطه چیست؟

اگر قرار دادن آنها در مسجد با شئونات عرفى مسجد منافات داشته باشد و یا براى نمازگزاران مزاحمت ایجاد کند، اشکال دارد.

س 1443: اگر شخصى عَلَمى را براى عزادارى سیدالشهدا «علیه‏السلام» نذر کرده‏باشد، آیا جایز است مسئولین حسینیه از قبول آن خوددارى کنند؟

این نذر، متولّى حسینیه و هیئت امناء آن را ملزم به قبول عَلَم نمى‏کند.

س 1444: استفاده از عَلَم در مراسم عزادارى سیدالشهدا «علیه‏السلام» با قرار دادن آن در مجلس عزا یا حمل آن در دسته عزادارى چه حکمى دارد؟

فى نفسه اشکال ندارد ولى نباید این امور جزء دین شمرده شوند.

س 1445: اگر بعضى از واجبات از مکلّف به سبب شرکت در مجالس عزادارى فوت شود مثلا نماز صبح قضا شود، آیا بهتر است بعد از این در این مجالس شرکت نکند یا اینکه عدم شرکت او باعث دورى از اهل بیت «علیه السلام » مى‏شود؟

بدیهى است که نمازِ واجب، مقدم بر فضیلت شرکت در مجالس عزادارى اهل‏بیت «علیهم السلام » است و ترک نماز و فوت شدن آن به بهانه شرکت در عزادارى امام حسین «علیه السلام» جایز نیست، ولى شرکت در عزادارى بگونه‏اى که مزاحم نماز نباشد ممکن و از مستحبات مؤکّد است.

س 1446: در بعضى از هیئت‏هاى مذهبى مصیبت‏هایى خوانده مى‏شود که مستند به مقتل معتبرى نیست و از هیچ عالم یا مرجعى هم شنیده نشده است و هنگامى که از خواننده مصیبت از منبع آن سؤال مى‏شود، پاسخ مى‏دهند که اهل بیت(ع) اینگونه به ما فهمانده‏اند و یا ما را راهنمایى کرده‏اند و واقعه کربلا فقط در مقاتل نیست و منبع آن هم فقط گفته‏هاى علما نمى‏باشد بلکه گاهى بعضى از امور براى مدّاح یا خطیب حسینى از راه الهام و مکاشفه مکشوف مى‏شود، سؤال من این است که آیا نقل وقایع از این طریق صحیح است یا خیر؟ و در صورتى که صحیح نباشد، تکلیف شنوندگان چیست؟

نقل مطالب به صورت مزبور بدون اینکه مستند به روایتى باشد و یا در تاریخ ثابت شده باشد، وجه شرعى ندارد مگر آنکه نقل آن به عنوان بیان حال به حسب برداشت متکلّم بوده و علم به خلاف بودن آن، نداشته باشد و تکلیف شنوندگان نهى از منکر است بشرطى که موضوع و شرایط آن نزد آنان ثابت شده باشد.

س 1447: از ساختمان حسینیه صداى قرائت قرآن و مجالس حسینى بسیار بلند پخش مى‏شود بطورى که صداى آن از بیرون شهر هم شنیده مى‏شود واین امر منجر به سلب آسایش همسایگان شده است و مسئولین و سخنرانان حسینیه اصرار به ادامه آن دارند، این عمل چه حکمى دارد؟

اگر چه اقامه مراسم و شعائر دینى در زمانهاى مناسب در حسینیه از بهترین کارها و جزو مستحبات مؤکّد مى‏باشد، ولى واجب است برگزارکنندگان مراسم و عزاداران تا حد امکان از اذیّت و ایجاد مزاحمت براى همسایگان بپرهیزند هر چند با کم‏کردن صداى بلندگو و تغییر جهت آن به طرف داخل حسینیه باشد.

س 1448: نظر شریف حضرتعالى نسبت به ادامه حرکت دسته‏هاى عزادارى در شبهاى محرم تا نصف شب همراه با استفاده از طبل و نى چیست؟

به راه انداختن دسته‏هاى عزادارى براى سیدالشهدا و اصحاب او «علیهم السلام» و شرکت در امثال این مراسم امر بسیار پسندیده ومطلوبى است و از بزرگترین اعمالى است که انسان را به خداوند نزدیک مى‏کند، ولى باید از هر عملى که باعث اذیّت دیگران مى‏شود و یا فى‏نفسه از نظر شرعى حرام است، پرهیز کرد.

س 1449: استفاده از آلات موسیقى مانند اُرگ (از آلات موسیقى و شبیه پیانو است) و سنج و غیر آنها در مراسم عزادارى چه حکمى دارد؟

استفاده از آلات موسیقى، مناسب با عزادارى سالار شهیدان نیست و شایسته است مراسم عزادارى به همان صورت متعارفى که از قدیم متداول بوده برگزار شود.

س 1450: آیا آنچه متداول شده که به عنوان عزادارى براى امام حسین «علیه السلام» گوشت بدن را سوراخ کرده و قفل و سنگ کیلو به آن آویزان مى‏کنند، جایز است؟

این گونه اعمال که موجب وهن مذهب مى‏شوند جایز نیست.

س 1451: اگر انسان در زیارتگاههاى ائمه «علیهم‏السلام» خود را به زمین بیندازد و همانند بعضى از مردم که صورت و سینه خود را برزمین مى‏مالند تا از آن خون جارى شود و به همان حالت وارد حرم مى‏شوند، عمل کند چه حکمى دارد؟

این اعمال که به عنوان اظهار حزن و عزادارى سنّتى و محبت ائمه «علیهم‏السلام» محسوب نمى‏شوند از نظر شرعى اعتبارى ندارند، بلکه اگرمنجر به ضرر بدنى قابل توجه و یا وهن مذهب شوند، جایز نیست.

س 1452: در بعضى از مناطق زنان مراسمى را به اسم سفره حضرت ابوالفضل «علیه‏السلام»براى اجراى برنامه‏هایى به عنوان جشن عروسى حضرت فاطمه «علیهاالسلام» برگزار مى‏کنند و در آن شعرهاى عروسى خوانده و کف مى‏زنند و سپس شروع به رقص مى‏کنند، انجام این امور چه حکمى دارد؟

برگزارى این جشنها و مراسم اگر همراه با ذکر اکاذیب و مطالب باطل نبوده و موجب وهن مذهب نشود، فى‏نفسه اشکال ندارد و امّا رقص، اگر به گونه‏اى شهوت برانگیز یا مستلزم فعل حرام باشد، جایز نیست.

س 1453: باقیمانده اموالى که به عنوان هزینه‏هاى مراسم عاشوراى امام حسین «علیه‏السلام» جمع‏آورى مى‏شود، در چه موردى باید خرج شود؟

مى‏توان اموال باقیمانده را با کسب اجازه اهداء کنندگان آنها در امور خیریه مصرف کرد و یا آنها را براى مصرف در مجالس عزادارى آینده نگه داشت.

س 1454: آیا جایز است در ایام محرم از افراد خیّر اموالى را جمع آورى کرد و با تقسیم آنها به سهم‏هاى مختلف، قسمتى را به قارى قرآن و مرثیه خوان و سخنران داد و باقیمانده را براى برگزارى مجالس مصرف کرد؟

اگر با رضایت و موافقت صاحبان اموال باشد، اشکال ندارد.

س 1455: آیا جایز است زنان با حفظ حجاب و پوشیدن لباس خاصى که بدن آنان را بپوشاند، در دسته‏هاى سینه زنى و زنجیر زنى شرکت کنند؟

شرکت زنان در دسته‏هاى سینه زنى و زنجیر زنى شایسته نیست.

س 1456: اگر قمه زدن در عزادارى ائمه «علیهم السلام» موجب مرگ شخص شود، آیا این عمل خودکشى محسوب مى‏شود؟

اگر این عمل عادتا منجر به فوت نمى‏شود حکم خودکشى را ندارد ولى اگر از همان ابتدا خوف خطر جانى براى او وجود داشته و در عین حال این کار را انجام داده و منجر به فوت وى شده است، حکم خود کشى را دارد.

س 1457: آیا شرکت در مجالس فاتحه‏اى که براى مسلمانى که با خودکشى از دنیا رفته، برگزار مى‏شود جایز است؟ قرائت فاتحه براى آنان بر سر قبرشان چه حکمى دارد؟

این کار فى نفسه اشکال ندارد.

س 1458: خواندن مرثیه و مدیحه‏هایى که شنوندگان را در جشنهاى تولد ائمه «علیهم‏السلام» و عید مبعث به گریه بیندازد چه حکمى دارد؟ ریختن پول بر سر حاضرین چه حکمى دارد؟

خواندن مرثیه و مدیحه در جشنهاى اعیاد دینى اشکال ندارد و پاشیدن پول بر سر حاضرین هم بدون اشکال است بلکه اگر به قصد اظهار شادى و سرور و شادکردن قلوب مؤمنین باشد، ثواب هم دارد.

س 1459: آیا خواندن زن در مجالس عزادارى با علم او به اینکه مردان نامحرم صداى او را مى‏شوند جایز است؟

اگر خوف مفسده باشد باید از آن اجتناب شود.

س 1460: در روز عاشورا مراسمى مانند قمه زنى و پابرهنه وارد آتش و ذغال روشن شدن برگزار مى‏شود که علاوه بر اینکه باعث بدنام شدن مذهب شیعه اثنى عشرى در انظار علما و پیروان مذاهب اسلامى و مردم جهان مى‏شود، ضررهاى جسمى و روحى هم به این اشخاص وارد مى‏کند و همچنین موجب توهین به مذهب مى‏گردد، نظر شریف حضرتعالى در این باره چیست؟

هر کارى که براى انسان ضرر داشته و یا باعث وهن دین و مذهب گردد حرام است و مؤمنین باید از آن اجتناب کنند و مخفى نیست که بیشتر این امور باعث بدنامى و وهن مذهب اهل بیت «علیهم السلام» مى‏شود و این از بزرگترین ضررها و خسارتهاست.

س 1461: آیا قمه زدن بطور مخفى حلال است یا اینکه فتواى شریف حضرت عالى عمومیت دارد؟

قمه زنى علاوه بر اینکه از نظر عرفى از مظاهر حزن و اندوه محسوب نمى‏شود و سابقه‏اى در عصر ائمه «علیهم السلام» و زمانهاى بعد از آن ندارد و تأییدى هم به شکل خاص یا عام از معصوم «علیه السلام» در مورد آن نرسیده است، در زمان حاضر موجب وهن و بدنام شدن مذهب مى‏شود بنابراین در هیچ حالتى جایز نیست.

س 1462: معیار شرعى ضرر اعم از جسمى یا روحى چیست؟

معیار، ضررى است که در نظر عرف، قابل توّجه و معتنابه باشد.

س 1463: زنجیرزدن‏به‏بدن همانگونه که بعضى از مسلمانان انجام مى‏دهند، چه حکمى دارد؟

اگر به نحو متعارف و بگونه‏اى باشد که از نظر عرفى از مظاهر حزن و اندوه در عزادارى محسوب شود اشکال ندارد.
ولادت‏ها و اعیاد

س 1464: آیا انشاى عقد اخوّت در ایّامى غیر از روز عید غدیرخم جایز است؟

انحصار آن به روز مبارک عید غدیر خم معلوم نیست هر چند اولى‏ و احوط است.

س 1465: آیا واجب است عقد اخوّت به همان صیغه مشهور اجرا شود یا اینکه اجراى آن به هر لغتى صحیح است؟

رعایت صیغه خاصى که وارد شده هر چند اولى‏ است ولى تعیّن آن احراز نشده است.

س 1466: نظر حضرت‏عالى راجع به عید نوروز چیست؟ آیا همانند عیدهایى که مسلمانان آنها را جدى مى‏گیرند مثل عید فطر و قربان، از نظر شرعى ثابت شده است یا اینکه فقط روز مبارکى محسوب مى‏شود مثل روز جمعه و مناسبتهاى دیگر؟

هر چند نصّ معتبرى مبنى بر اینکه عید نوروز از اعیاد دینى یا ایام مبارک شرعى‏ باشد، وارد نشده است، ولى جشن گرفتن و دید و بازدید در آن روز، اشکال ندارد، بلکه از این جهت که صله رحم مى‏باشد مستحسن است.

س 1467: آیا آنچه راجع به عید نوروز و فضیلت و اعمال آن وارد شده، صحیح است؟ آیا انجام آن اعمال (اعم از نماز و دعا و غیره) به قصد ورود جایز است؟

انجام آن اعمال به قصد ورود، محل تأمل و اشکال است، بله انجام آنها به قصد رجاء و امید مطلوب بودن، اشکال ندارد.
منبع:  www.khamenei.ir

 

شنبه پنجم 10 1388

ظرافت نگاه مقام معظم رهبری به مجلس سید‌الشهداء

آنها که از نزدیک در مجالس عزاداری حسینیه امام خمینی(ره) حضور داشته‌اند می‌دانند که نظم و دقت برگزاری این مجالس ثابت و سالیانه (در ایام فاطمیه و محرم) برگرفته از نگاه شخص رهبری به مقوله تعظیم شعائر اسلامی است.
از همین رو دقت در انتخاب مداحان و ذاکران و خطیبان و همچنین نظارت دقیق بر بیان مطالب در این مجلس به عنوان الگویی برای برپایی مجالس عزاداری اهل بیت(ع) همواره زبانزد خاص و عام بوده است؛ چند نمونه از این دقت نظر را از زبان مداحان و خطیبان بخوانید:

صادق آهنگران
اوایل تیر ماه سال 67 که آیت الله خامنه ای برای بازید از جبهه های جنوب به اهواز رفته بود، محرم بود و شنیده بودم که حاج آقا در ماه محرم، همیشه روضه سیدالشهداء برپا می کنند و خودشان هم مقید هستند که دهه اول محرم را در مجلس بنشینند. آن روزها هم که ایشان به جبهه های جنوب آمدند، فرمودند که این 10 شب را در یگانهای رزمی و شهرهای جنگ زده مراسم بگیریم. اتفاقاً همان شب مجلس روضه ای در سوسنگرد برپا بود. به همین دلیل یک مینی بوس جهت انتقال ایشان و همراهان به سوسنگرد در نظر گرفته شد.

یکی از اهداف آقا دیدار با مردم سوسنگرد - که اکثراًً عرب زبان هستند - بود و به همین جهت ضمن انجام مراسم دیداری هم با مردم شهر داشتند.

در مصلی اهواز جمعیت انبوهی برای شرکت در مراسم آمده بود. خوب دقت کردم دیدم ایشان در حالیکه لباس فرم سپاه به تن داشت و چفیه ای بر گردنش انداخته بود وارد مصلی شد. مردم در حالیکه سر از پا نمی شناختند سربند نوحه را رها کرده بودند و می گفتند «صلی علی محمد، یار امام خوش آمد». دیگر کسی سینه نمی‌زد. عده ای دیگر به سمت جایگاه هجوم آورده بودند تا شاید بتوانند آیت الله خامنه ای را زیارت کنند.

حاج آقا که اوضاع مجلس را این طور دید بلند شد، روی منبر رفت و در حالیکه ایستاده بود هماهنگ با نوحه مشغول سینه زنی شد. مردم که ارادت و تواضع ایشان نسبت به مجلس عزاداری را تا این حد دیدند شور حسینی شان بیشتر شد و درحالیکه با دو دست سینه می زدند جواب سرنوحه را با صدای بلند می دادند و مجلس دوباره جان گرفت...

حجت الاسلام و المسلمین محسن کازرونی
چند سال پیش در یکی از منبرها، روایتی از امام صادق (ع) به نقل از شیخ صدوق بیان کردم و سندهای این روایت را گفتم. پس از منبر با یکی از دوستان بر سر صحت آن روایت بحث شد.آقا که متوجه بحث ما شد، فرمود: من آن راوی را می شناسم و روایتش صحیح است و صحیحه بودن روایت را تایید می کنم.

یکسال هم در حسینیه امام خمینی (ره) روایتی خواندم و گفتم که در زمان امام محمد باقر (ع) تعدادی نزد امام رفته و گفتند ما چهار هزار سؤال داریم که باید بپرسیم...

آقا پس از پایان منبر به من گفت: چهار هزار سوال عدد زیادی است و وقت زیادی را می طلبد... که من گفتم: منظور سئوالات زیاد از اما معصوم(ع) بود...

همچنین در یکی از سخنرانی ها به نقل از مولوی شعری خواندم و گفتم به قول مثنوی . ایشان پس از پایان مراسم به من فرمود: بهتر است بگویید مولوی، چرا که مثنوی وزن شعر است...

حجت الاسلام و المسلمین کاظم صدیقی
رهبری به نظم برنامه ها و کمیت و کیفیت آنها دقیق هستند و تأکید دارند که این مراسم‌ها باید طوری برنامه ریزی شود تا حداکثر استفاده از آنها به عمل آید.

حضرت آقا، یکی از شبهای ماه محرم پس از پایان مراسم به من گفت: شنیدم که مراسم‌های حسینیه امام (ره) 30 هزار نفر شنونده دارد و بعد از طریق تلویزیون هم پخش خواهد شد، سخنرانی شما باید طوری باشد که برای شنوندگان جذاب بوده و نهایت استفاده از آن بشود. من دقت کردم که مقدمه یکی از سخنرانی شما 13 دقیقه طول کشید. بهتر است از این وقت هم استفاده خوبی بعمل آید...

این را هم بگویم که رهبر انقلاب به تجلیل از خود حساس است و اصلاً دوست ندارد که مداحان، ذاکران و علما در مراسم‌ها در وصف ایشان چیزی بیان کند و این امر را همواره گوشزد می کند.

محمّد رضا طاهری، مداح اهل بیت(ع)
خاطرم هست زمانی آقا در جمع مداحان نکته ای فرمود و تاکید کرد: من توصیه می کنم چارچوبی برای خود مشخص کنید یا مناقب اهل بیت (ع) را بگوئید و یا پند بخوانید...قبل از روضه و نوحه...

من هم بر همین اساس در یکی از شبهای محرم پندی خواندم که بعد از مراسم آقا به من گفتند: مقداری از آن چیزی که گفتم انجام شد...

در مراسمی دیگر نزد نیم ساعت وقت داشتم و می خواستم توصیه ایشان را هم اجرا کنم و قدری پند بخوانم. طبق عادت همواره خواندن غزل امام زمان (عج)، غزل مصیبت، روضه و نوحه خوانی از برنامه های من در مراسم‌هاست.

دوستان گفتند وقت ضیق است و پند نخوان! اما از ته دل علاقه داشتم بخوانم و خواندم.

آقا بعد از مراسم با رضایت از مراسم گفتند: «آنچه خواستم انجام شد. گاهی 2 بیت شعر کار یک سخنرانی را انجام می دهد».

روایتی از  رهبر فرزانه انقلاب در خصوص منبر عاشورا در خراسان:
من هم مامورم
...وقتی از مجلس بیرون آمدم، شخصی با من همراه شد که قاضی شهر عسگر بیرجند بود در اثنای راه یکباره متوجه شدم که عده ای از جوانان شهر به همراه من می آیند. وقتی که قاضی از من جدا شد این جوان‌ها گفتند که این شخص جاسوس و پلیس است چون با شما همراه بود نگران شدیم که مبادا برای شما مسأله ای پیش بیاید. فردای آن روز روز هشتم محرم بود در مجلس دیگری منبر رفتم. مجلس مهمی بود. در این مجلس بار دیگر درباره مسائل کشور و حادثه فیضیه مفصل صحبت کردم آنجا هم غوغایی شد و مردم به شدت تحت تأثیر قرار گرفتند- شب تاسوعا در حسینیه ای به نام «راغبی» که نوچه های «علم» (وزیر دربار) نیز در آن حضور داشتند منبر رفم- حضار این حسینیه 80 درصد از کسانی بودند که وقتی می نشستند باید پایشان را دراز می کردند تا اتوی شلوارشان نشکند- شهر بیرجند شهر اعیان و اشرافی است- فقیرترین مردم منطقه ما نیز در شهر بیرجند- منطقه خراسان شاید از منطقه بیرجند فقیرتر نداشته باشد. و شاید اشرافی ترین شهرها هم در منطقه بعد از مشهد، بیرجند باشد- در منبری که در این حسینیه رفتم بار دیگر درباره فیضیه مفصل صحبت کردم. البته حاضرین به همان علت که گفتم خیلی تحت تأثیر قرار نمی گرفتند لیکن از صحبت های من مانند آدم برق گرفته بهت زده شده بودند و با تعجب گوش می دادند- پس از پایان منبر طبق روال همه شب به مدرسه رفتم چون در مدرسه ساکن بودم و در یکی از حجره های آن مدرسه با چند نفر از طلاب زندگی می کردم. صبح پس از نماز مشغول تعقیب بودم که دیدم یک نفر وارد اتاق شد- چون مدرسه در و پیکر و قفل و بستی نداشت و افراد متفرقه راحت وارد می شدند- و خطاب به من گفت: بفرمایید شهربانی. گفتم: شما مأمورید که حکم را به من ابلاغ کنید یا مرا جلب کنید؟ گفت: مأمور جلب شما هستم- من بی درنگ دو رکعت نماز استخاره خواندم و صد مرتبه «استخیر الله برحمه خیره فی ما فیه» را در راه که با مأمور می رفتم، گفتم: چون در روایت است که با نماز استخاره آنچه خیر و صلاح است بر قلب و زبان انسان جاری می شود- این نماز خیلی مجرب است و من آن زمان ها هر وقت مشکل مهمی داشتم، این نماز را بجا می آوردم- وقتی که با آن مأمور را ه افتادم آنهایی که در آن اتاق با من بودند خیلی متأثر و منقلب شدند لیکن من ابداً نترسیدم- با اینکه بار اولی بود که دستگیر می شدم، اصلاً برای من ترس و وحشتی در کار نبود- با ورود به شهربانی مرا به اتاق رئیس- راهنمایی کردند.

رئیس شهربانی سراوانی بود که بعدها سرگرد شد و زمانی رئیس کلانتری یک مشهد بود. به نظر من جوان مؤدبی بود و خیلی با احترام با من برخورد کرد- اسم و مشخصات من را پرسید و یادداشت کرد- پرسید آیا شما این حرفها را در منبر زده اید؟ اشاره کرد به بعضی از حرفهایی که زده بودم از جمله: دعوت مردم به شورش و قیام- من انکار کردم- گفت: پس در منبر چه حرفهایی زده اید؟ گفتم: درباره مدرسه فیضیه و فجایعی که در آنجا اتفاق افتاد صحبت کردم چون من طلبه ام، مسلمانم. از فجایعی که در مدرسه فیضیه گذشت سخت متأثرم. خواستم مردم نیز بدانند که بر سر طلبه ها چه آمده است. شروع کرد مرا نصیحت کردن و در پایان گفت: قول بدهید که دیگر از این حرفها نزنید و بروید. گفتم: من چنین قولی نمی توانم بدهم. گفت: اگر قول ندهید، من مجبورم به شما سخت بگیرم زیرا که مأمورم.

گفتم: من هم مأمورم. من هم مأمورم که این حرفها را بزنم. یکباره چشمش گرد شد که من چه مأموریتی دارم و از طرف چه کسی مأمورم. پرسید: از طرف چه کسی مأمورید؟ گفتم: از جانب خدا! ... سخت تحت تأثیر قرار گرفت و گفت: این کار خطر دارد، زحمت دارد، مشکلات دارد، شما جوانید.

 گفتم: من فکر نمی کنم بالاتر از اعدام کاری باشد. شما مجازاتی بالاتر از اعدام ندارید و من خودم را برای اعدام آماده کرده ام همه کارهای شما زیر اعدام است...

واقعاً مبهوت شده بود و گفت: شما که خود را برای اعدام آماده کرده اید من به شما چه بگویم پس در اتاق تشریف داشته باشید- خیلی با احترام- تا ببینیم چه پیش می آید و از اتاق رفت بیرون.

پس از رفتن او یک استوار پیری وارد اتاق شد و بازجویی از من را شروع کرد- در بازجویی خیلی استاد و مسلط بود و موذیانه برخورد می کرد- من در آنجا زحمت بازجویی را احساس کردم. پس از بازجویی من را به اتاق دیگری بردند و زندانیم کردند- من از بیرون خبری نداشتم لیکن سر ظهر یکباره دیدم ظرفهای غذا را یکی پس از دیگری برایم آوردند. ما مشهدی ها می گوییم «مجمعه- مجمعه پشت مجمعه غذا برای من می‌آمد؛ یک مجمعه از منزل آقای تهامی، یک مجمعه از منزل آقای شهیدی، یک مجمعه از هیأت ابوالفضلی‌ها و ...
منبع:  www.khamenei.ir
شنبه پنجم 10 1388

برنامه مراسم عزاداری امام حسین علیه‌السلام در بیت رهبری

طبق روال همه ساله، مراسم عزاداری سرور و سالار شهیدان حضرت ابا عبدالله الحسین علیه‌السلام و یاران وفادار آن امام همام از سوی رهبر معظم انقلاب اسلامی از شب هشتم تا دوازدهم محرم‌الحرام (3 لغایت 8 دی‌ماه) بعد از اقامه‌‌ی نماز جماعت مغرب و عشا دفتر مقام معظم رهبری (حسینیه امام خمینی) برگزار می‌گردد. برنامه‌ی این مراسم به شرح زیر است:
ایام مراسم تاریخ مداح قبل از منبر سخنران عزاداری
شب اول
پنج شنبه
7 محرم
88/10/3

 قاری و جناب آقای سماواتی

جناب آقای پناهیان جناب آقای منصور ارضی و جناب آقای حسین سازور
شب دوم
جمعه
8 محرم
88/10/4

 جناب آقای
مرتضی طاهری

جناب آقای علم‌الهدی جناب آقای
محمدرضا طاهری
شب سوم
شنبه
9 محرم
88/10/5
جناب آقای
مرتضی میردامادی
جناب آقای
سیداحمدخاتمی
جناب آقای
سعید حدادیان
شب چهارم
یکشنبه
10 محرم
88/10/6
جناب آقای
سلحشور
جناب آقای انصاریان
جناب آقای
محمود کریمی
شب پنجم
دوشنبه
11 محرم
88/10/7

 جناب آقای
  محسن طاهری

جناب آقای صدیقی
جناب آقای
علی انسانی
هر شب قبل از نماز مغرب و عشاء احکام شرعی توسط جناب آقای فلاح‌زاده بیان می‌شود.
منبع:  www.khamenei.ir

دیدار دست اندرکاران مراسم حج با رهبر معظم انقلاب اسلامی

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار دست اندرکاران مراسم حج با اشاره به ظرفیت عظیم حج تأکید کردند: هر بخش از اعمال و مناسک حج علاوه بر تأثیر شگرف در تربیت روحی انسان، از قابلیت زیادی برای تبلیغ و روشنگری برخوردار است.
ایشان با تشکر از تلاشهای مجموعه دست اندرکاران برگزاری حج افزودند: کشف ظرفیتهای ناپیدای حج، نیاز به یک اطاق فکر متشکل از مجموعه ای از متفکران دارد که وظیفه و کار خود را کشف این ظرفیتها قرار دهند ضمن آنکه می توان کیفیت و اثرگذاری برنامه ها و همایش های برگزار شده را ارتقا بخشید.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با اشاره به تفضل ویژه خداوند به حج امسال خاطرنشان کردند: خداوند به ما نشان داد که چگونه اراده الهی بر اراده طواغیت و الهه پندارهای مادی غلبه می کند و این موضوع بارها در جمهوری اسلامی تجربه شده است.
رهبر انقلاب اسلامی افزودند: طرح برخی شبهات می تواند باب جدیدی برای تبیین و تبلیغ باز کند ضمن آنکه پاسخگویی به شبهات ضروری است.
ایشان با اشاره به برگزاری با شکوه تر مراسم برائت از مشرکین و دعای پرفیض کمیل در مدینه النبی افزودند: توسل پشتوانه اقدامات شماست و باید این عروه الوثقی را حفظ کرد و امروز حج با تلاشهای صورت گرفته، به پایگاه روشنگری تبدیل شده است که باید این اقدامات با قوت ادامه یابد.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای به تدبیر دولت برای پیشگیری از شیوع آنفلوانزای نوع آ اشاره و خاطرنشان کردند: با توجه به احتمالات، این تدابیر و پیش بینی ها خوب و لازم بود.
در ابتدای این دیدار حجت الاسلام والمسلمین محمدی ری شهری نماینده ولی فقیه و سرپرست حجاج ایرانی طرح مسأله بصیرت و وحدت به عنوان ویژگی منتظران واقعی را موضوع حج امسال بیان کرد و گفت: مناسک و برنامه های معنوی حج به رغم حجم سنگین تبلیغات منفی و برخی نگرانیها، بدون کم و کاست و بهتر از هر سال در آرامش کامل برگزار شد.
وی به برپایی سمینارها و همایشهایی با موضوعات مختلف در بعثه مقام معظم رهبری و ارتقای کیفی و کمی این همایشها اشاره کرد و افزود: تبیین مسایل فقهی و طرح موضوعاتی از قبیل وحدت و برائت، نگاه نو به مسأله تبلیغات، پاسخ به شبهات، وحدت امت اسلام، جایگاه نظام جمهوری اسلامی از موضوعاتی بود که در این همایشها مطرح شد همچنین در حج امسال از توان قاریان در مسجدالحرام و در بین کاروانهای داخلی استفاده شد.
آقای خاکسار قهرودی رئیس سازمان حج و زیارت نیز در گزارشی از روند اجرایی حج، آمادگی و تعامل قویتر بین بخشی، توجه جدی به مصرف بهینه و جلوگیری از اسراف، پشتیبانی بیشتر از بخش فرهنگی و توجه به مسأله بهداشت را از جمله ویژگی های حج امسال برشمرد.
منبع:  www.khamenei.ir
دوشنبه سیم 9 1388

شهیدی که زیر آفتاب مانده بود

از اینجا بشنوید! لینک دانلود؛ حجم: 300 کیوبایت

در یکى از همین روزهایى که ما در خطوط جبهه حرکت مى‌کردیم، یک نقطه‌اى بود که قبلا دشمن متصرف شده بود، بعد نیروهاى ما رفته بودند آن‌جا را مجددا تصرف کرده بودند، بنده داشتم از این خطوط بازدید مى‌کردم و به یگان‌ها و به سنگرها و به این بچه‌هاى عزیز رزمنده‌مان سر مى‌زدم، یک وقت دیدم یکى دو تا از برادران همراه من خیلى ناراحت، شتابان، عرق‌ریزان، آشفته، آمدند پیش من و من را جدا کردند از کسانى که داشتند به من گزارش مى‌دادند که یک جمله‌اى بگویم، دیدم که این‌ها ناراحتند گفتم چیه؟ گفتند که بله ما داشتیم توى این منطقه مى‌گشتیم، یک وقت چشم‌مان افتاده به جسد یک شهیدى که چند روز است این شهید بدنش در زیر آفتاب این‌جا باقى مانده.

من به شدت منقلب شدم و ناراحت شدم و به آن برادرانى که مسؤول بودند در آن خط و در آن منطقه، گفتم سریعا این مسأله را دنبال کنید، جسد این شهید را بیاورید و جسد شهداى دیگر را هم که در این منطقه ممکن است باشند جمع کنید. اما در همان حال در دلم گفتم قربان جسد پاره پاره‌ات یا اباعبدالله، این‌جا انسان مى‌فهمد که به زینب کبرى چقدر سخت گذشت، آن وقتى که خودش را روى نعش عریان برادرش انداخت، و با آن صداى حزین، با آن آهنگ بى‌اختیار، کلمات را در فضا پراکند و در تاریخ گذاشت فریاد زد «بأب المظلوم حتى قضا، بأب العطشان حتى ندا» پدرم قربان آن کسى که تا آن لحظه‌ى آخر تشنه ماند و تشنه‌لب جان داد.

بیانات در خطبه‌هاى نماز جمعه 04/06/1367

فایل‌های صوتی:
» روضه‌خوانی رهبر انقلاب در مصائب حضرت اباعبدالله علیه‌السلام در سال 67؛ حجم: 300 کیلوبایت
 

» روضه‌‌خوانی رهبر انقلاب برای شهادت حضرت قاسم علیه‌السلام در سال 77؛‌ حجم: 1.3 مگابایت
 

» شعرخوانی رهبر انقلاب به زبان آذری درباره‌ی ماجرای کربلا در سفر به اردبیل سال 79؛‌ حجم: 300 کیلوبایت
 

» روضه‌خوانی رهبر انقلاب در مصائب شهادت حضرت علی‌اکبر علیه‌السلام در نماز جمعه سال 74؛ حجم:2.4 مگابایت
 

» روضه‌خوانی رهبر انقلاب در مصائب شهادت حضرت علی‌اکبر علیه‌السلام در سال 77؛ حجم:1 مگابایت
 

» مقتل‌ حضرت اباالفضل علیه‌السلام از زیان رهبر انقلاب در روز تاسوعا در نماز جمعه سال 79؛ حجم: 1.8 مگابایت

 

منبع:  www.khamenei.ir 

 

يکشنبه بیست و نهم 9 1388

بیانات مقام معظم رهبری در دیدار با جمعی از طلاب و روحانیون

بسم‌اللَّه‌الرّحمن‌الرّحیم‌

خوشامد عرض میکنیم به همه‌ى برادران عزیز، خواهران عزیز که در این جمع نورانى حضور دارید. بحمداللَّه علماى محترم، فضلاى گرامى، طلاب عزیز، اساتید و مدیران حوزه‌ى علمیه‌ى قم، همه در این جمع تشریف دارید و جمع ممتاز و کم‌نظیرى است.
 مناسبت هم مناسبت تبلیغ است؛ یعنى در واقع کار اصلى و جوهرى من و شما. ایام هم ایام کاملاً مناسبى است و ایام الهام‌بخشى است؛ دیروز، روز مبارک مباهله بود؛ چند روز دیگر ایام محرّم شروع خواهد شد؛ روز بیست و هفتم آذر - چند روز دیگر - روز پیوند یا وحدت حوزه و دانشگاه است. همه‌ى این مناسبتها براى ما که کمربسته‌ى تبلیغ دین و ابلاغ حقیقت به دلها و ذهنها هستیم، مناسبتهاى مهم و درس‌آموزى است.

 روز مباهله، روزى است که پیامبر مکرم اسلام، عزیزترین عناصر انسانى خود را به صحنه مى‌آورد. نکته‌ى مهم در باب مباهله این است: «و انفسنا و انفسکم» در آن هست؛ «و نساءنا و نساءکم»(1) در آن هست؛ عزیزترین انسانها را پیغمبر اکرم انتخاب میکند و به صحنه مى‌آورد براى محاجه‌اى که در آن باید مایز بین حق و باطل و شاخص روشنگر در معرض دید همه قرار بگیرد. هیچ سابقه نداشته است که در راه تبلیغ دین و بیان حقیقت، پیغمبر دست عزیزان خود، فرزندان خود و دختر خود و امیرالمؤمنین را - که برادر و جانشین خود هست - بگیرد و بیاورد وسط میدان؛ استثنائى بودن روز مباهله به این شکل است. یعنى نشان دهنده‌ى این است که بیان حقیقت، ابلاغ حقیقت، چقدر مهم است؛ مى‌آورد به میدان با این داعیه که میگوید بیائیم مباهله کنیم؛ هر کدام بر حق بودیم، بماند، هر کدام بر خلاف حق بودیم، ریشه‌کن بشود با عذاب الهى.

 همین قضیه در محرّم اتفاق افتاده است به شکل عملى؛ یعنى امام حسین (علیه الصّلاة و السّلام) هم براى بیان حقیقت، روشنگرى در طول تاریخ، عزیزترین عزیزان خود را برمیدارد مى‌آورد وسط میدان. امام حسین (علیه‌السّلام) که میدانست حادثه چه جور تمام خواهد شد؛ زینب را آورد، همسران خود را آورد، فرزندان خود را آورد، برادران عزیز خود را آورد. اینجا هم مسئله، مسئله‌ى تبلیغ دین است؛ تبلیغ به معناى حقیقى کلمه؛ رساندن پیام، روشن کردن فضا؛ ابعاد مسئله‌ى تبلیغ را این جورى میشود فهمید که چقدر مهم است. در آن خطبه «من رأى سلطانا جائرا مستحلّا لحرم اللَّه ناکثا لعهداللَّه ... و لم‌یغیّر علیه بفعل و لا قول کان حقّا على اللَّه ان یدخله مدخله»؛(2) یعنى وقتى او دارد فضا را به این شکل آلوده میکند، خراب میکند، باید یا با فعل یا با قول آمد روشنگرى کرد. و امام حسین (علیه‌السّلام) این کار را انجام میدهد، آن هم با این هزینه‌ى سنگین؛ عیالات خود، همسران خود، عزیزان خود، فرزندان امیرالمؤمنین، زینب کبرى، اینها را برمیدارد مى‌آید وسط میدان.

 یک بُعد امروزى قضیه هم آن مناسبت سوم است، که پیوند حوزه و دانشگاه است. اینجا هم مسئله، مسئله‌ى ساختن و رساندن است. ارتباط مجموعه‌ى عظیم دانشجوئى کشور با علماى دین، با جوانان شاغل در راه معرفت دینى و تبلیغ دینى، چیزى است که مطلوب در این مناسبت است؛ یعنى این مناسبت براى آن هست. وحدت حوزه و دانشگاه یعنى این. والّا مراد وحدت عینى و خارجى که نبود. این که معنا ندارد. حوزه، حوزه است، دانشگاه، دانشگاه است؛ یعنى این پیوند حقیقى بین دو مجموعه‌ى اثرگذار و مهمى که تا آن روز که از سوى امام عزیز بیان شد و ابراز شد، سیاستها بر این بود که این دو را از هم دور نگه دارند و جدا نگه دارند: دانشگاه از اسلام دور بماند، حوزه از تحولات جهانى و پیشرفتهاى علمى فاصله بگیرد؛ اینها از هم دور بشوند؛ یعنى این دو بال با هم تلاش نکنند، هماهنگ نباشند. این، برمیگردد به مسئله‌ى تبلیغ. اهمیت تبلیغ، این است. درس هم که میخوانیم، براى این است که بتوانیم پیام الهى را ابلاغ کنیم، برسانیم؛ حالا چه در زمینه‌ى معارف دینى، چه در زمینه‌ى احکام دینى، چه در زمینه‌ى اخلاق الهى.

 پس این مناسبتها و این اصل مسئله‌ى تبلیغ، ناظر است به عمل، همراه با بصیرت و یقین. باید بصیرت باشد. یقین، یعنى همان ایمان قلبى متعهدانه، وجود داشته باشد و بر پایه‌ى این بصیرت و یقین، حرکت انجام بگیرد. اگر بصیرت بود، یقین بود، اما کارى انجام نگرفت، این مطلوب نیست؛ تبلیغ نشده است. اگر چیزى تبلیغ شد، اما بدون بصیرت و بدون یقین - هر کدام از اینها کم باشد - یک پایه خراب است و مطلوب به دست نخواهد آمد. این یقین همان چیزى است که «ءامن الرّسول بما انزل الیه من ربّه و المؤمنون کلّ ءامن باللَّه و ملائکته و کتبه و رسله»؛(3) یعنى اولْ‌کسى که به پیام، اعتقاد و ایمان عمیق پیدا میکند، خودِ پیام‌آور است. اگر این نبود، کار دنباله پیدا نخواهد کرد، نفوذ نخواهد کرد. آن ایمان هم باید با بصیرت همراه باشد؛ همچنانى که حالا درباره‌ى بصیرت مطالبى گفته شده است و روشن است. این، میشود عمل صالح. یعنى «انّ الّذین ءامنوا و عملوا الصّالحات»،(4) واقعاً عمل صالح و مصداق اتمّ عمل صالح، همین تبلیغ است که انجام باید بگیرد. پس در باب تبلیغ، باید فکر کرد، باید کار کرد. این نکته‌اى را که جناب آقاى مقتدائى(5) اخیراً در بیانشان ذکر کردند، من نشنیده بودم و براى من نکته‌ى مهمى است که گفتند مرکزى براى طراحى در باب تبلیغ دین تشکیل شده است. خب، این همان چیزى است که من خواستم مطالبه کنم که این کار باید انجام بگیرد.

 ببینید امروز تبلیغ در دنیا خیلى نقش پیدا کرده است و همیشه همین جور بوده است. قبلاً این ابزارها نبود؛ این ارتباطهاى نزدیک نبود. ما معممین یک امتیاز داریم که تبلیغ رویاروى و چهره‌به‌چهره میکنیم. این یک کار بى‌نظیرى است که هیچ چیزى جاى این را نمیگیرد؛ منبر رفتن، با مردم حرف زدن. این، از سایر شیوه‌هاى تبلیغ، از جهاتى کارسازتر است - آن جهات هنرى و غیره، آنها هم در جاى خود لازم است - اما این یک تأثیرى دارد، یک خلأئى را پر میکند که سایر دستگاه‌ها و شیوه‌هاى تبلیغى این اثر را ندارد. پس تبلیغ مهم است و امروز ابزار اساسى است. ما هم یکى از شیوه‌هاى مؤثر تبلیغ را در اختیار داریم.

 میخواهیم عرض بکنیم تبلیغ باید جریان ساز باشد، تبلیغ باید گفتمان ساز باشد، تبلیغ باید فضا ایجاد کند؛ گفتمان ایجاد کند. گفتمان یعنى یک مفهوم و یک معرفت همه‌گیر بشود در برهه‌اى از زمان در یک جامعه. آنوقت، این میشود گفتمان جامعه. این، با کارهاى جدا جداى برنامه‌ریزى نشده، حاصل نخواهد شد؛ این کار احتیاج دارد به برنامه‌ریزى و کارِ فعال و مثل دمیدن پیوسته‌ى در وسیله‌ى فشارى است که میتواند آب یا مایه‌ى حیات یا هوا را به نقاط مختلفى که مورد نظر است، برساند. باید دائم با این دم دمید، تا این اشتعال همیشه باقى بماند. این کار هیچ نباید متوقف بشود و به برنامه‌ریزى احتیاج دارد.

 این گفتمان سازى براى چیست؟ براى این است که اندیشه‌ى دینى، معرفت دینى در مخاطبان، در مردم، رشد پیدا کند. اندیشه‌ى دینى که رشد پیدا کرد، وقتى همراه با احساس مسئولیت باشد و تعهد باشد، عمل به وجود مى‌آورد و همان چیزى میشود که پیغمبران دنبال آن بودند. فرهنگ صحیح، معرفت صحیح، در مواردى بیدارباش، در مواردى هشدار؛ اینها کارکردهاى تبلیغ است؛ آثار و نتائجى است که بر تبلیغ مترتب میشود.

 یک نمونه، همین تبلیغات ماه محرّم است که به مناسبت عزادارى محرّم انجام میگیرد. این، بهترین فرصت براى تبلیغ کردن است. از این فرصت باید استفاده کرد براى همان مطلبى که عرض شد؛ شاخص ایجاد بشود؛ مایز، شاخص سازى، معالم‌الطریق. اگر چنانچه سر دو راهى تابلوئى نباشد که نشان بدهد راهِ فلان جا از کجاست، طرف راست است یا طرف چپ است، این سیر کننده و رونده، به خطا خواهد افتاد. اگر چند راهى باشد، گمراه خواهد شد. شاخص باید معیّن کرد، انگشت اشاره را بایستى واضح مقابل چشم همه قرار داد تا بتوانند گمراه نشوند. در دنیائى که اساس کار دشمنان حقیقت بر فتنه‌سازى است، اساس کار طرفداران حقیقت بایست بر این باشد که بصیرت را، راهنمائى را، هرچه میتوانند، برجسته‌تر کنند و این شاخصها را، این مایزها را، این معالم‌الطریق را بیشتر، واضح‌تر، روشن‌تر در مقابل چشم مردم قرار بدهند، که مردم بفهمند، تشخیص بدهند و گمراه نشوند.

 در تبلیغ یک مطلب این است - در آیه‌ى سوره‌ى مبارکه احزاب است، که تلاوت کردند - «الّذین یبلّغون رسالات‌اللَّه و یخشونه و لایخشون احدا الّااللَّه و کفى باللَّه حسیبا».(6) تبلیغِ رسالات‌اللَّه، با این دو تا شرط عملى است: «یخشونه»، این یک. «و لا یخشون احدا الّا اللَّه». اولاً خشیت الهى لازم است؛ براى خدا باشد، در راه خدا باشد، ملهم از تعلیم الهى باشد. اگر برخلاف الهام الهى  و ملهمات از تعلیم الهى باشد، گمراهى است، ضلالت است. «فماذا بعد الحقّ الّا الضّلال».(7) فهمیدن حق با خشیت الهى حاصل میشود. بعد، در مرحله‌ى بیان حق: «و لایخشون احدا الّا اللَّه». چرا؟ چون حق و حقیقت، دشمن دارد؛ بیان حقیقت آسان نیست. دشمنان حقیقت دنیادارانند، قدرتمندانند، طواغیت عالمند؛ در طول تاریخ این جور بوده است، تا آخر هم، تا زمانى که دولت حقه‌ى ولى‌عصر (ارواحنا فداه) ظهور بکند، همین جور خواهد بود. این قدرتمندان بیکار که نمیمانند؛ ایجاد اشکال میکنند، ضربه میزنند، از همه‌ى ابزارهایشان استفاده میکنند. پس باید «و لایخشون احدا الّا اللَّه» وجود داشته باشد، والّا اگر از غیر خدا ترسى وجود داشت - به انواع و اقسامه. ترس هم یک جور نیست - راه دیگر منسد خواهد شد. یک وقت این است که انسان ترس از جانش دارد، یک وقت ترس بر مال دارد، یک وقت ترس بر آبرو دارد، یک وقت ترس از حرف و گفتِ این و آن دارد؛ اینها همه ترس است. این ترسها را باید گذاشت کنار؛ «و لایخشون احدا الّا اللَّه». این، زحمت زیادى دارد. این رنج را، این زحمت را خیلى اوقات هم افراد نمیفهمند، مردم درک نمیکنند چه رنجى دارد کشیده میشود. دنباله‌اش میفرماید: «و کفى باللَّه حسیبا»؛ حساب و کتاب را بگذار به عهده‌ى خدا. اخلاص، اقدامِ همراه با یقین، همراه با شجاعت و شهامت، و حساب و کتاب را به عهده‌ى خدا گذاشتن. این میشود آن قواره‌ى کلى تبلیغ اسلامى.

 این را هم من در مورد تبلیغ در دوران محرّم - که حالا در پیش هست - عرض بکنم که بعضى حالا ممکن است بگویند شما میخواهید نهضت امام حسین را بیان بکنید، خیلى خب، بروید بیان کنید، دیگر روضه‌خوانى و گریه و زارى و اینها چیست؟ بروید بنشینید بیان کنید که حضرت این کار را کردند، این کار را کردند، هدفشان هم این بود. این، خیلى فکر خطائى است، نگاه غلطى است. این عاطفه‌ى نسبت به اولیاء خدا، اولیاء دین، این پیوند عاطفى، پشتوانه‌ى بسیار ارزشمند پیوند فکرى و پیوند عملى است. بدون این پشتوانه، خیلى سخت میشود در این راه حرکت کرد. این پیوند عاطفى، خیلى مهم است. اینى که امام راحل (رضوان اللَّه علیه) فرمودند عزادارى به سبک سنتى، این یک حرف از روى عادت نبود؛ حرف بسیار عمیقى است؛ ژرف‌نگرانه است. ببینید در قرآن نسبت به اولیاء الهى سه تعبیر وجود دارد:

 یک تعبیر، تعبیر ولایت است؛ «انّما ولیّکم اللَّه و رسوله و الّذین امنوا الّذین یقیمون الصّلوة و یؤتون الزّکوة و هم راکعون»؛(8) بحث ولایت. معلوم است که پیوند، ارتباط، معرفت، اینها داخل در زیرمجموعه‌ى ولایت است.

 یک بحث، بحث اطاعت است؛ «اطیعوا اللَّه و اطیعوا الرّسول و اولى الامر منکم»؛(9) اطاعت رسول و اطاعت اولى‌الامر. این، در عمل است. در میدان عمل باید اطاعت کرد، پیروى کرد.

 اما یک بحث سومى وجود دارد و آن، بحث مودت است. «قل لا اسئلکم  علیه اجرا الّا المودّة فى القربى».(10) این مودت چیست دیگر؟ ولایتِ اینها را داشته باشید، اطاعت هم از اینها بکنید؛ مودت براى چیست؟ این مودت، پشتوانه است. اگر این مودت نباشد، همان بلائى بر سر امت اسلامى خواهد آمد که در دورانهاى اول بر سر یک عده‌اى آمد که همین مودت را کنار گذاشتند، بتدریج اطاعت و ولایت هم کنار گذاشته شد. بحث مودت خیلى مهم است. این مودت، با این ارتباطات عاطفى حاصل میشود؛ ماجراى مصیبتهاى اینها را گفتن، یک جور ایجاد ارتباط عاطفى است؛ ماجراى مناقب اینها و فضائل اینها را گفتن، یک جور دیگر پیوند عاطفى است.

 بنابراین، این عزادارى‌هائى که انجام میگیرد، این گریه و زارى‌اى که میشود، این تشریح حوادث عاشورا که میشود، اینها چیزهاى لازمى است. یک عده از موضع روشنفکرى نیایند بگویند آقا، اینها دیگر لازم نیست. نه، اینها لازم است؛ اینها تا آخر لازم است؛ همین کارهائى که مردم میکنند. البته یک شکل‌هاى بدى وجود دارد که گفته‌ایم؛ مثل قمه زدن که گفتیم این ممنوع است، نباید این کار انجام بگیرد؛ این، مایه‌ى دراز شدن زبان دشمنان علیه دوستان اهل‌بیت است. اما همین عزادارى متعارفى که مردم میکنند؛ دسته‌جات سینه‌زنى راه مى‌اندازند، عَلَم بلند میکنند، اظهار محبت میکنند، شعار مینویسند، میخوانند، گریه میکنند؛ اینها ارتباط عاطفى را روزبه‌روز بیشتر میکند؛ اینها خیلى چیزهاى خوبى است. این، اهمیت تبلیغ.

 بنابراین در حوزه‌ى علمیه - که مرکز هم از همه جهت قم است - باید براى این ترتیب دادن و جریان‌سازى و هماهنگ کردن و سیاستگذارى براى تبلیغ، حتماً یک کار خوبى انجام بگیرد - که حالا مژده‌اش را دادند - ان‌شاءاللَّه که این کار دنبال بشود. اى بسا در یک برهه‌اى برخى از مسائل بایست تبلیغ بشود که مثلاً پنج سال، ده سال به آن نیاز است و ممکن است پنج سال بعد، آن موضوع اصلاً مورد نیاز نباشد. این کار را باید طراحى کرد. ما این را همیشه سفارش میکنیم به مبلغین، به طلاب، به فضلا که نیازسنجى کنید و بر طبق نیاز مخاطب و استفهام مخاطب، حرف بزنید؛ اما این کارِ یک فرد نیست. افراد ممکن است در این شناخت و ارزیابى هم بعضاً اشتباه بکنند. این، کار یک جمع متمرکز و یک برنامه‌ریزى است، که ان‌شاءاللَّه باید انجام بگیرد.

 مهمترین برهه‌اى و زمان و مکانى که تبلیغ، آنجا معنا میدهد، جائى است که فتنه وجود داشته باشد. بیشترین زحمت در صدر اسلام و در زمان پیغمبر، زحمات مربوط به منافقین بود. بعد از پیغمبر، در زمان امیرالمؤمنین زحماتى بود که از درگیرى و چالش حکومت اسلامى با افرادى که مدعى اسلام بودند، به وجود مى‌آمد. بعد هم همین جور؛ در دوران ائمه (علیهم‌السّلام) هم همین جور؛ دوران غبارآلودگى فضا. والّا آن وقتى که جنگ بدر هست، کار، دشوار نیست؛ آن وقتى که در میدانهاى نبرد حاضر میشوند، با دشمنانى که مشخص است این دشمن چه میگوید، کار دشوار نیست. آن وقتى مسئله مشکل است که امیرالمؤمنین در مقابل کسانى واقع میشود که اینها مدعى اسلامند و معتقد به اسلام هم هستند؛ اینجور نبود که معتقد به اسلام هم نباشند، از اسلام برگشته باشند؛ نه، معتقدند به اسلام، راه را غلط میروند، هواهاى نفسانى کار دستشان میدهد. این، مشکلترین وضع است که افراد را به شبهه مى‌اندازد؛ به طورى که اصحاب عبداللَّه‌بن‌مسعود مى‌آیند خدمت حضرت، میگویند «انّا قد شککنا فى هذا القتال»!(11) چرا باید شک کنند؟ این شک خواص، پایه‌ى حرکت صحیح جامعه‌ى اسلامى را مثل موریانه میجود. اینى که خواص در حقایق روشن تردید پیدا کنند و شک پیدا کنند، اساس کارها را مشکل میکند. مشکل کار امیرالمؤمنین، این است. امروز هم همین است. امروز در سطح دنیا که نگاه کنید، همین جور است؛ در سطح داخل جامعه‌ى خودمان که نگاه کنید، همین جور است. تبیین لازم است.

 در سطح بین‌المللى، امروز دشمنان از همه‌ى ابزارها دارند استفاده میکنند براى مشوب کردن اذهان عمومى آحاد بشر - ملتها - خواصشان و عوامشان؛ تا هر جا دستشان برسد. دارند براى این تلاش میکنند. ادعاى قانون‌گرائى میکنند، ادعاى حقوق بشر میکنند، ادعاى طرفدارى از مظلوم میکنند. خب، اینها حرفهاى قشنگى است، اینها حرفهاى جاذبه‌دارى است؛ اما حقیقت چیز دیگرى است. این رئیس جمهور آمریکا - همین چند روز قبل از این - میگوید: ما دنبال این هستیم که دولتهاى قانون‌شکن پاسخگو باشند. خب، کدام دولت قانون‌شکن است؟ کدام دولت قانون‌شکن‌تر از دولت آمریکاست؟ دولت آمریکا با کدام قانون عراق را اشغال کرد و این همه خسارت و تلفات انسانى و مادى و معنوى بر ملت عراق وارد کرد؟ بر اساس یک شایعه‌ى دروغى که خودشان به وجود آورده بودند، حمله کردند عراق را اشغال کردند که صدها هزار مردم عراق در این چند سال کشته شدند و چند میلیون مردم عراق آواره شدند. چندى پیش در خبرها آمده بود پانصد و پنجاه دانشمند عراقى به وسیله‌ى اسرائیلى‌ها ترور شدند. این، چیز کمى است؟! جوخه‌هاى ترور بسیج شدند، رفتند دانشمندان عراقى را یکى یکى پیدا کردند، ترور کردند. این، بر اثر اشغال آمریکاست. با کدام قانون شما وارد عراق شدید؟ با کدام قانون تا حالا مانده‌اید؟ با کدام قانون دارید با مردم عراق اینجور اهانت‌آمیز رفتار میکنید؟ با کدام قانون افغانستان را اشغال کردید؟ با کدام قانون بین‌المللىِ عقل‌پسند دارید نیروهاتان را در افغانستان افزایش میدهید؟ چقدر اتفاق افتاد این حادثه که هواپیماهاى آمریکائى، کاروانهاى عروسى را در افغانستان به خاک و خون کشیدند؟ در طول این چند سال بارها و بارها اتفاق افتاد؛ ده‌ها نفر در هر حادثه‌اى کشته شدند؛ مردمى که در یک عروسى شرکت کرده بودند. آن وقت افسر آمریکائى با وقاحت تمام میگوید: ما دنبال طالبان هستیم! هر جا طالبان را پیدا کنیم، میزنیم! به عروسى مردم چه کار دارید؟ به زندگى مردم چه کار دارید؟ همین چندى پیش در هرات، یکى از این حوادث را به وجود آوردند، بیش از صد نفر کشته شدند که پنجاه‌تاشان کودکان بودند. مظهر بى‌قانونى شما هستید. قانون‌شکن‌ترین دولتها، امروز دولت آمریکاست.

 حقیقت قضیه این است؛ اما زبانى که به کار میبرند، آن چیزى است که گفتم: ما با قانون‌شکنى مخالفیم! دولتهاى قانون‌شکن باید پاسخگو باشند! ببینید، فتنه یعنى این. چه چیزى میتواند این توطئه‌ها را، این جریان گندابِ فاسد را از مجموعه‌ى افکار عمومى عالم جمع بکند جز روشنگرى؛ و این ظلمات را بشکند. چه میتواند بشکند، جز چراغ و مشعل بیان حقیقت؟ ببینید چقدر وظیفه، سنگین است.

 در زمینه‌هاى مسائل دینى هم همین جور است. یکى از کارهائى که امروز دستهاى فتنه‌انگیز در دنیا بجد دنبالش هستند، اختلافات مذهبى در بین مسلمانهاست. چون منطقه‌اى که مسلمانها در آن زندگى میکنند، منطقه‌ى حساسى است، منطقه‌ى پر فایده‌اى است، منطقه‌ى راهبردى است، منطقه‌ى نفت است و آنها به اینجا احتیاج دارند؛ اسلام هم مزاحم است. پس بایستى یک جورى مشکل اسلام را براى خودشان حل کنند. یکى از راه‌هاى خوبى که پیدا کرده‌اند، ایجاد اختلاف بین مسلمانهاست؛ وسیله‌ى اختلاف هم تعصبات مذهبى. چه چیزى میتواند در مقابل این، ایستادگى بکند؟ بصیرت، روشنگرى، تبلیغ صحیح، در دام دشمن نیفتادن. این، عرصه‌ى بین‌المللى است.

 در عرصه‌ى داخلى هم همین جور. شما ملاحظه کنید یک عده‌اى قانون‌شکنى کردند، ایجاد اغتشاش کردند، مردم را به ایستادگى در مقابل نظام تا آنجائى که میتوانستند، تشویق کردند - حالا تیغشان نبرید؛ آن کارى که میخواستند نشد، او بحث دیگرى است؛ آنها تلاش خودشان را کردند - زبان دشمنان انقلاب را و دشمنان اسلام را دراز کردند، جرأت به آنها دادند؛ کارى کردند که دشمنان امام - آن کسانى که بغض امام را در دل داشتند - جرأت پیدا کنند بیایند توى دانشگاه، به عکس امام اهانت بکنند؛(12) کارى کردند که دشمنِ مأیوس و نومید، جان بگیرد، تشویق بشود بیاید در مقابل چشم انبوه دانشجویانى که مطمئناً اینها علاقه‌مند به امامند، علاقه‌مند به انقلابند، عاشق کار براى کشور و میهنشان و جمهورى اسلامى هستند، یک چنین اهانتى، یک چنین کار بزرگى انجام بدهند. آن قانون‌شکنى‌شان، آن اغتشاش‌جوئى‌شان - تشویقشان به اغتشاش و کشاندن مردم به عرصه‌ى اغتشاشگرى - این هم نتائجش. این خطاها اتفاق مى‌افتد، عمل خلاف انجام میگیرد، کار غلط انجام میگیرد، بعد براى اینکه این کار غلط، غلط بودنش پنهان بشود، اطراف او فلسفه درست میشود! فلسفه میبافند؛ استدلال برایش درست میکنند! از ابتلائات بزرگ انسانها این است؛ همه‌مان در معرض خطریم، باید مراقب باشیم. کار خطا را میکنیم، بعد براى اینکه در مقابل وجدانمان، در مقابل سؤال مردم، در مقابل چشم پرسشگران بتوانیم از کار خودمان دفاع کنیم، یک فلسفه‌اى برایش درست میکنیم؛ یک استدلالى برایش میتراشیم!

 خب، اینها ایجاد فتنه میکند؛ یعنى فضا را فضاى غبارآلود میکند. شعار طرفدارى از قانون میدهند، عمل صریحاً بر خلاف قانون انجام میدهند. شعار طرفدارى از امام میدهند، بعد کارى میکنند که در عرصه‌ى طرفداران آنها، یک چنین گناه بزرگى انجام بگیرد؛ به امام اهانت بشود، به عکس امام اهانت بشود. این، کار کمى نیست؛ کار کوچکى نیست. دشمنان از این کار خیلى خوشحال شدند. فقط خوشحالى نیست، تحلیل هم میکنند. بر اساس آن تحلیل، تصمیم میگیرند؛ بر اساس آن تصمیم، عمل میکنند؛ تشویق میشوند علیه مصالح ملى، علیه ملت ایران. اینجا آن چیزى که مشکل را ایجاد میکند، همان فریب، همان غبارآلودگى فضا و همان چیزى است که در بیان امیرالمؤمنین (علیه الصّلاة و السّلام) هست: «و لکن یؤخذ من هذا ضغث و من هذا ضغث فیمزجان فهنالک یستولى الشّیطان على اولیائه»؛(13) یک کلمه‌ى حق را با یک کلمه‌ى باطل مخلوط میکنند، حق بر اولیاء حق مشتبه میشود. اینجاست که روشنگرى، شاخص معیّن کردن، مایز معیّن کردن، معنا پیدا میکند.

 آن کسى که براى انقلاب، براى امام، براى اسلام کار میکند، بمجردى که ببیند حرف او، حرکت او موجب شده است که یک جهتگیرى‌اى علیه این اصول به وجود بیاید، فوراً متنبه میشود. چرا متنبه نمیشوند؟ وقتى شنفتند که از اصلى‌ترین شعار جمهورى اسلامى - «استقلال، آزادى، جمهورى اسلامى» - اسلامش حذف میشود، باید به خود بیایند؛ باید بفهمند که دارند راه را غلط میروند، اشتباه میکنند؛ باید تبرى کنند. وقتى مى‌بینند در روز قدس که براى دفاع از فلسطین و علیه رژیم غاصب صهیونیست است، به نفع رژیم غاصب صهیونیست و علیه فلسطین شعار داده میشود، باید متنبه بشوند، باید خودشان را بکشند کنار، بگویند نه نه، ما با این جریان نیستیم. وقتى مى‌بینند سران ظلم و استکبار عالم از اینها حمایت میکنند، رؤساى آمریکا و فرانسه و انگلیس و اینهائى که مظهر ظلمند - هم در زمان کنونى، هم در دوره‌ى تاریخىِ صد سال و دویست ساله‌ى تا حالا - دارند از اینها حمایت میکنند، باید بفهمند یک جاى کارشان عیب دارد؛ باید متنبه بشوند. وقتى مى‌بینند همه‌ى آدمهاى فاسد، سلطنت‌طلب، از اینها حمایت میکند، توده‌اى از اینها حمایت میکند، رقاص و مطرب فرارى از کشور از اینها حمایت میکند، باید متنبه بشوند، باید چشمشان باز بشود، باید بفهمند؛ بفهمند که کارشان یک عیبى دارد؛ بلافاصله برگردند بگویند نه، ما نمیخواهیم حمایت شما را. چرا رودربایستى میکنند؟ آیا میشود با بهانه‌ى عقلانیت، این حقایق روشن را ندیده گرفت، که ما عقلانیت بخرج میدهیم! این عقلانیت است که دشمنان این ملت و دشمنان این کشور و دشمنان اسلام و دشمنان انقلاب، شما را از خود بدانند و براى شما کف و سوت بزنند، شما هم همین طور خوشتان بیاید، دل خوش کنید؛ این عقلانیت است؟! این نقطه‌ى مقابل عقل است. عقل این است که بمجردى که دیدید برخلاف آن مبانى‌اى که شما ادعایش را میکنید، چیزى ظاهر شد، فوراً خودتان را بکشید کنار، بگوئید نه نه نه، ما نیستیم؛ بمجردى که دیدید به عکس امام اهانت شد، به جاى اینکه اصل قضیه را انکار کنید، کار را محکوم کنید؛ بالاتر از محکوم کردنِ کار، حقیقت کار را بفهمید، عمق کار را بفهمید؛ بفهمید که دشمن چه جورى دارد برنامه‌ریزى میکند، چه میخواهد، دنبال چیست؛ این را باید این آقایان بفهمند. من تعجب میکنم! کسانى که اسم و رسم خودشان را از انقلاب دارند - بعضى از این آقایان یک سیلى براى انقلاب نخوردند در دوران اختناق و طاغوت - و به برکت انقلاب اسم و رسمى پیدا کردند و همه چیزشان از انقلاب است، مى‌بینید که دشمنان انقلاب چطور بُراق شدند، آماده شدند، صف کشیدند، خوشحالند، میخندند؛ اینها را که مى‌بینید؟ به خود بیائید، متوجه بشوید.
شما برادران سابق ما هستید. اینها کسانى هستند که بعضى از اینها، یک وقتى به خاطر طرفدارى از امام مورد اهانت هم قرار میگرفتند. حالا ببینند که کسانى که به نام اینها شعار میدهند، عکس اینها را روى دستشان میگیرند، اسم اینها را با تجلیل مى‌آورند، درست نقطه‌ى مقابل، علیه امام و علیه انقلاب و علیه اسلام شعار میدهند و روزه‌خورى علنى در روز قدس، در ماه رمضان، میکنند؛ اینها را مى‌بینید، خب، بکشید کنار. انتخابات تمام شد. انتخاباتى بود، عمومى هم بود، درست هم بود، اشکالى هم نتوانستند بر انتخابات بگیرند و ثابت کنند؛ حالا هى ادعا کردند، فرصت هم داده شد؛ گفتیم بیائید، نشان بدهید، ثابت کنید؛ نتوانستند، نیامدند؛ تمام شد. پابندى به قانون اقتضاء میکند که انسان ولو این رئیس جمهورى را که انتخاب شده است قبول هم نداشته باشد، وقتى براى قانون احترام قائل بود، بایستى در مقابل قانون، خضوع کند. خب، معلوم است هیچ کسى نمیتواند بگوید این کسى که انتخاب شده، صددرصد حُسن محض است، آن طرفى که انتخاب نشده است، صددرصد قبح محض است؛ نه، همه حُسنى دارند، قبحى دارند؛ این طرف هم حُسنى دارد، قبحى دارد؛ آن طرف هم حُسنى دارد، قبحى دارد. قانون، ملاک است، معیار است. چرا اینجورى میشود؟ چرا؟ این، هواى نفس است.

 اینها مال امروز هم نیست. کسانى که از اوائل انقلاب یادشان هست، میدانند؛ بعضى بودند از یاران امام، از نزدیکان امام در دهه‌ى اول انقلاب و در حال حیات امام، که کارشان به مقابله‌ى با امام کشید؛ کارشان به معارضه‌ى با امام کشید؛ ایستادند پاى اینکه امام را به زانو در بیاورند و خطاى حرکت امام (رضوان اللَّه تعالى علیه) را - آن مرد بزرگ را، آن مرد الهى را - اثبات کنند؛ اما بعد زاویه پیدا کردند. خب، انقلاب اینها را مطرود کرد. کسانى که از نزدیکان امام بودند، از یاران امام بودند، کارشان کشید به یا پناه بردن به دشمن، یا مواجه شدن با انقلاب، یا ضربه زدن به انقلاب. اینها باید عبرت باشد براى همه‌ى ما؛ باید عبرت باشد؛ باید بفهمیم.

 من هیچ اعتقادى ندارم به دفع؛ من گفتم در نماز جمعه؛ اعتقاد من به جذب حداکثرى و دفع حداقلى است؛ اما بعضى کأنه خودشان اصرار دارند بر اینکه از نظام فاصله بگیرند. یک اختلاف درون خانوادگى را، درون نظام را - که مبارزات انتخاباتى بود - یک عده‌اى تبدیل کردند به مبارزه‌ى با نظام - البته اینها اقلیتند، کوچکند؛ در مقابل عظمت ملت ایران صفرند، لکن به نام اینها شعار میدهند، اینها هم دل خوش میکنند به این - این باید مایه‌ى عبرت باشد. تبلیغ باید بتواند این حقایق را براى مردم و براى خود آنها روشن بکند که بفهمند دارند خطا میکنند و اشتباه میکنند.

 البته این نظام، نظام الهى است؛ این نظام، نظامى است که خداى متعال لطف خود و حمایت خود را از این نظام به مرات و کرات نشان داده است؛ تجربه‌هاى ما از اول انقلاب همه‌اش همین را نشان میدهد. ما اگر با خدا باشیم، خدا با ماست.این کسانى که و این جهانخواران که امروز در سطح بین‌المللى با این منطقهاى مغلوط و با این منطقهاى مخدوش - که اشاره کردم - میخواهند دنیا را اداره بکنند و بر دنیا سیطره پیدا بکنند، مطمئناً به وسیله‌ى این ملت و به وسیله‌ى ملتهاى مستقل، به حول و قوه‌ى الهى تودهنى خواهند خورد. اینها نه اسلام را شناختند، نه این ملت را شناختند، نه این انقلاب را شناختند، نه امام راحل عظیم‌الشأن ما را شناختند؛ نمیدانند با کى طرف شده‌اند. این ملت را هم نشناختند؛ این ملت، ملت مقاومى است. جوانهاى ما جوانهائى هستند که به معناى حقیقى کلمه از عمق جانشان تلاش میکنند براى سعادت؛ سعادتى که در اسلام هست. دانشجوهاى ما هم همین جورند؛ دانشجوهاى ما امروز جزو برترین دانشجوها هستند؛ نه فقط از لحا